روزگار خوش رجائی وُ حبیب-آقا دیگه خیال شده ...
وبلاگی ادبی ، فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی ، و مردمی




برای گرفتن فال کلیک کنید


لیست وبلاگهای به روز شده
قالب وبلاگ

پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای


 اگر در اقلیتی ناچیز نبودند،

 هزار باره کار تمام شده بود ...

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


  یک استاد دانشگاه در آمریکا که هفته گذشته برای شرکت در همایشی درباره جنبش اشغال وال استریت به تهران سفر کرده است ، پس از بازگشت به آمریکا نتایج مشاهدات خود از این همایش را بیان کرد.
به گزارش عصر ایران
خانم " هیثر گاوتنی " استاد جامعه شناسی در دانشگاه فوردهام نیویورک که هفته گذشته به همراه 3 استاد دیگر آمریکایی برای شرکت در همایش دو روزه " واکاوی جنبش فتح وال استریت " به تهران سفر کرده بود پس از بازگشت به آمریکا اظهار داشت که در این همایش سخنانی شنیده است که برایش عجیب بود و مغایر با واقعیت های جامعه آمریکا و جنبش وال استریت بوده است.این استاد دانشگاه که خود نیز از فعالان جنبش اشغال است ، به فاکس نیوز گفت : " وقتی در ابتدا دعوت نامه دریافت کردیم درباره انگیزه ها و اهداف برگزار کنندگان این همایش شک و تردید داشتیم اما وقتی 30 سوال اصلی این همایش را دیدیم به این نتیجه رسیدیم که برگزار کنندگان یک پروژه مشروع و معقول برای بررسی این پدیده دارند ودعوت به شرکت در این همایش را پذیرفتیم.
با این حال این استاد دانشگاه آمریکایی می افزاید که
در جریان همایش سخنرانی هایی شنیده است که از نظر او کاملا با آنچه که در جامعه آمریکا می گذرد مغایر است و حاکی از عدم شناخت و سوء برداشت عمیق برخی اساتید و صاحب نظران ایرانی از وضعیت و اهداف جنبش اشغال وال استریت در آمریکاست .
وی در ادامه
با اشاره به برخی برداشت ها از ایران درباره اینکه این جنبش " پایانی برای آمریکا " و یا " پایانی برای نظام سرمایه داری " است افزود : این جنبش بر ضد آمریکا نیست بلکه بر ضد نابرابری های اقتصادی و سیاسی است و در پی براندازی نظام لیبرال سرمایه داری نیست بلکه در پی اصلاح نابرابری هاست .
وی گفت : " من فکر نمی کنم هیچ کدام از ما فعالان این جنبش بر این باور باشیم که این جنبش برای نابودی نظام سرمایه داری است اما قطعا این جنبش می تواند نشانگر وجود برخی مشکلات درون این سیستم باشد ...
ما یک نابرابری عمیق سیاسی و اجتماعی داریم .
خانم گاوتنی افزود :
برگزار کنندگان همایش تلاش داشتند تا تایید برداشت های خود از جنبش اشغال وال استریت را از زبان ما بگیرند .
این استاد دانشگاه آمریکایی در پاسخ به سوال فاکس نیوز درباره اینکه وقتی چنین شرایطی برای این همایش برقرار بوده چرا این دعوت را پذیرفته ؟ گفت :
کمترین فایده حضور ما در این همایش این بود که تلاش کردیم با ارایه اطلاعات صحیح سوء برداشت آنها را برطرف کنیم.
وی افزود :
یکی از سوء برداشت های ایرانیان از این جنبش این است که رسانه های آمریکایی به این جنبش بسیار دید منفی دارند و حتی رسانه های آمریکایی قادر به پوشش واقعی آنچه که درون این جنبش می گذرد ، نیستند.
این استاد دانشگاه در ادامه افزود که ایرانیان و دانشجویان ایرانی بسیار کنجکاو بودند تا درباره نحوه زندگی در جامعه آمریکا اطلاع کسب کنند.
 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 



[ سه شنبه 16 اسفند ماه سال 1390 ] [ 15:35 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 

 مطرح شدن رقیب، محاسبات

 تندروهای افراطی را خراب میکند ...

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


   صادق زیباکلام فعال سیاسی اصلاح‌طلب و استاد علوم‌سیاسی دانشگاه تهران در گفت‌و‌گو با فارس، گفت:
بسیاری از اصلاح‌طلبان و طرفداران آنان و بسیاری از معترضین و منتقدین دیگر پس از اعلام خبر رأی دادن خاتمی از این حرکت وی آزرده خاطر شدند و از وی گلایه‌مند شدند که چرا در انتخابات شرکت کرده و رأی داده است.
 البته این گله‌مندی از هاشمی کمتر بود اما بسیاری به خاتمی حمله کرده و این عمل وی را پشت کردن به اصلاح‌طلبان از جمله پشت کردن به بسیاری از دوستانش که گرفتار هستند، تعبیر کردند.
 اعتراضات به خاتمی را نمی‌پذیرم و معتقدم خاتمی و هاشمی‌رفسنجانی چاره‌ای جز رای دادن نداشتند.
 رأی ندادن خاتمی یا هاشمی با شرکت نکردن اصلاح‌طلبان دیگر در انتخابات تفاوت دارد.
شرکت نکردن خاتمی یا هاشمی در انتخابات به معنای آن بود که آنان عملاً از دایره نظام بیرون آمده‌اند.
 کسانی که به خاتمی اعتراض می‌کنند که چرا رأی داده متوجه شرایط و موقعیت وی نیستند.
 اتفاقاً بسیاری عناصر و شخصیت‌های تندرو و رادیکال اصول‌گرا دلشان می‌خواست خاتمی و هاشمی در انتخابات شرکت نمی‌کردند تا آن‌گاه بتوانند آنان را کاملاً از نظام کنار بگذارند در حالی که همه تلاش خاتمی، هاشمی و سایر منتقدین و اصلاح‌طلبان باید این باشد که درون نظام باشند و عرصه نظام را خالی نکنند.
 هر قدر چهره و شخصیت‌های واقع‌گرا، اصلاح طلب، معتدل و میانه‌رو از نظام فاصله بگیرند و بیرون بیایند، جای آنها را افراد تندرو و افراطی می‌گیرند که ظرف سال‌های گذشته شاهد بسیاری از عملکردها و سیاست‌های آنها بوده‌ایم. هاشمی و خاتمی باید با همه وجود درون نظام باقی بمانند. اکنون پنج سال ریاست آقای هاشمی بر مجمع تشخیص مصلحت نظام پایان یافته و نمی‌شد آقای هاشمی در انتخابات شرکت نمی‌کرد چون به وی پشت می‌کردند و در عین حال ما متوقع بودیم وی همچنان بر مسند ریاست مجمع باقی بماند مگر آن که منتقدین بگویند اعتقادی بر بودن آقای هاشمی بر ریاست مجمع ندارند و بودن یا نبودن چهره و شخصیت معتدل و واقع‌بینی مثل هاشمی در ریاست مجمع فرقی نمی‌کند.
استاد علوم‌سیاسی دانشگاه تهران تصریح کرد:
منتقدین و معترضین شرکت هاشمی یا خاتمی در انتخابات متوجه نیستند که اگر آنان در انتخابات شرکت نمی‌کردند چه بسا جای هاشمی را در مجمع یک روحانی تندرو و رادیکال اصول‌گرا می‌گرفت البته هنوز هم ممکن است این اتفاق بیفتد اما نباید دستی دستی عرصه را بر حریف واگذار کنیم. هاشمی‌رفسنجانی و خاتمی باید در نظام بمانند و با بودن و حضورشان در نظام بر روند دموکراسی در کشور کمک کنند. فراموش نکنیم راه رسیدن به دموکراسی بسیار دشوار است و خیلی وقت‌ها باید عقب‌نشینی کرد تا بتوان بعداً به جلو رفت. نباید با یک غوره سردی‌مان شود و با یک مویز گرمی. خیلی وقت‌ها تصمیمات برای یک رهبر سیاسی چندان آسان و جالب نیست اما برای به جلو رفتن چاره‌ای جز برداشتن آن گام‌ها نیست.
 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

[ یکشنبه 14 اسفند ماه سال 1390 ] [ 21:13 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

[ یکشنبه 14 اسفند ماه سال 1390 ] [ 16:51 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 


[ شنبه 13 اسفند ماه سال 1390 ] [ 20:10 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]


 "خان-دایی-جون" دوره-ات به سَر اومده 

...

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


   در روزگاری که رفتن به جنگ ملت ها و یا از نگاهی دیگر دفاع ملت ها دیگر کمتر با توپ و تانک است و نبرد خلاصه می شود در فعالیت های سایبری و رسانه ای و صد البته فضای نبرد هم از خاکریز جبهه ها و سنگربندی ها منتقل شده است به روی پشت بام ها و دیش ها و آنتن های گیرنده و سیگنال های تلویزیونی ، این یک تراژدی خواهد بود اگر یک ملت از سلاح و زمین نبرد کم بیاورد و ضعفش آنچنان عیان شود که با چند حرکت تاکتیکی بی آنکه بفهمد یا خوب درک کند آنچنان مقهور فرهنگ و حتی بی فرهنگی ملل متخاصم شود که خیلی راحت و زود بتوان بر شیپور پایان کارزار البته به سود دشمن دمید .

زیاده سیاه نمایی نکرده ایم ! اگر بگوییم آنچه آمد شرحی است بر حال زار این روزهای ما.

ژنرال های رسانه ای ما یا همچنان در فضای دهه 60 و 70 سیر می کنند و یا هنوز به این باور نرسیده اند که حالا آنان در صف نخست نبردند.

حالا که شب ها فارسی وان و من و تو و بی بی سی برایمان در باکس های متعدد خوراک تهیه می کنند یکی آکادمی موسیقی آن خواننده کاباره های قبل از انقلاب راه انداخته و یا زنان و مردان غریبه را به خانه یکدیگر به شب نشینی می فرستد یا آن بنگاه سخن پراکنی آنقدر خبرهایش را به صورت حرفه ای تکرار می کند که دیگر باورمان می شود که اسد دیکتاتور است و اوباما فرستاده نجات از سوی خداوند متعال یا آن دیگری که آنقدر خیانت های زن و شوهری را به رخمان می کشد که کم کم یادمان می رود که اینجا ایران است و ما مسلمان! رسانه ملی ما اما هنوز در دهه 60 و 70 سیر می کند و همچنان بر این اندیشه استوار که با "نصر الله رادش و سعید آقاخانی "ساعت خوش راه بیاندازد" و با خان دایی جون خان دایی جون مردم را میخکوب مانیتور تلویزیون کند.

هنوز فکر می کنند با این سریال هایی که نام طنز دارند و ما البته هر چه گشتیم چیزی جز حرف های بی ربط و شوخی هایی که صدها بار در فیلم ها و سریال های دهه هفتاد دستمالی شده اند چیزی ندیدم می توانند به نبرد آن رسانه ها بروند.

یا سریال هایی می سازند که عالم و آدم را از هرچه هست و نیست سیر می کنند و هر شب مردم دستمال به دست را به پاک کردن گوشه چشمانشان مشغول می سازند و دست آخر آنچنان شور ماجرا در می آید که 30 قسمت پایانی را قیچی می کنند و با ماستمالی سرو ته برنامه را هم می آورند و یا اینکه مثلا طنز می سازند و عالم هنر را درباره مفهوم طنز و طنازی به شکی عظیم فرو می برند.

در این میان البته تمام انتقادها هم روی یخ نگاشته می شوند و هیچ وقت و هیچ کجایی توفیقی از جنس توجه نمی یابند که لابد همه سیاه نمایی می کنند و مقصودشان سیاسی است.

حالا این چه انتظاری است که می خواهند مردم به آن برنامه های باکس بندی شده بر روی حساب و کتاب ،توجه نکنند و سریال های 3 ریالی وطنی را ببینند خود یک طنزی است که اگر طنازان رسانه ملی بر اساس آن برنامه بسازند بی شک مخاطبانی بیش از حد تصور و یا لااقل بیش از 2 سریال مثلا طنز شب های اخیر خواهد داشت.

شاید هم اگر بخواهیم خوش بین باشیم ذهنشان فارغ از این تفکر است که اگر برنامه ها برنامه های خوبی باشد و بر اساس متون فاخر و حرفه ای دیگر نیازی به برادران محترم ناجا نیست که خطر به جان بخرند و با راپل دیش ها را از پشت بام ها جمع کنند که اگر آنچنان که نوشتیم شود و رویایمان محقق گردد خود مردم دیش ها را از پشت بام ها پرت خواهند کرد.

ناگفته پیداست که این سریالها اگر چه لقب و صفت 3 ریالی یافته اند اما بودجه های صدها میلیونی را به خود اختصاص داده اند.
نکته آخر اینکه می دانیم این نقد نیز چون سایر نقدها بر روی یخ نوشته شده است اما گفتیم که گفته باشیم.همین!

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

[ جمعه 12 اسفند ماه سال 1390 ] [ 21:16 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]


 سنجش با مقیاسهای خود-محوری ...

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


   فرارو نوشت:
روح الله حسینیان، رییس مرکز اسناد انقلاب اسلامی، نماینده مجلس هشتم و عضو شورای مرکزی گروه سیاسی - تیلیغاتی صادق محصولی(موسوم به جبهه پایداری ) است که برای دستیابی اهداف سیاسی خاص، به همراه هم فکرانش، ضمن ایراد اتهامات فراوان به رقبا، پرچم آیت الله مصباح را برافراشته و به مبارزه با جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مشغول است.
وی دیروز دوشنبه، در همایش طرفداران گروه محصولی، با حمله به جامعتین و توصیف رویکردشان با عصر دایناسورها، خطاب به ایت الله مهدوی کنی و آیت الله محمد یزدی گفت:
شما اگر به تاریخ این جوامعی که امروز برای ما حجت ساز شده اند نگاه کنید، می‌بینید که در تاریخ چه اشتباهاتی کردند، اظهار داشت: اگر بگوییم که این جامعه حجت شرعی دارد، پاسخ دهند که چه جامعه ‏ای در تهران در برابر شهید بهشتی از بنی صدر حمایت کرد.
حسینیان، سپس با هزینه کردن همیشگی از رهبری
و القای این پیام که مقام معظم رهبری در انتخابات گذشته، قطعا حامی احمدی نژاد بوده و برای وی تبلیغ کرده اند، ادامه داد: مگر همین‌ها(جامعتین) در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم به بن بست نرسیدند، مگر نظر رهبری مشخص نبود، مگر کسی که یک ذره فهم و درک سیاسی داشت، نمی‏ توانست نظر رهبری را درک کند، اما چطور اینها حجیتی دارند که نتوانستند نظر رهبری را درک کرده و از آن حمایت کنند. احترام اینها بر ما واجب است اما حجیت سازی بر خلاف شرع است و در نظریات شیعی هرگز نیامده است و ما نباید با مردم و ملت خود این گونه صحبت کنیم.
اکنون، فرارو ، برای آن که به مخاطبان گرامی خود کمک کند تا آقای حسینیان و ماهیت و رویکرد جبهه موسوم به پایداری را بهتر بشناسند، برخی سخنان و مواضع وی در سال های اخیر را از میان نشریات، برگزیده و در دو قسمت، منتشر می کند.
در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، روح الله حسینیان که از نزدیکان ری شهری به شمار می رفت، انتقاد از جناح راست را رسالت خود می دانست، به طوری که در میزگردی با حضور محمد سلامتی (دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی )، بادامچیان ( عضو موتلفه ) و غلامحسین الهام، که به همت روزنامه کیهان در تاریخ 24 بهمن 75چاپ شد،
در مذمت انحصارگرایی جناح راست گفت:
"این دلیل نمی شود که هرکس خارج از چارچوب حزب ما بود از گردونه نظام جدا کنیم ، این نشانه همان انحصار طلبی است که متاسفانه ظاهرا قدرت به دنبال دارد. این جور نیست که هرکس در جناح یا حزب یا گرو ه و سازمان ما نبود ، برماست. "
وی در همین میزگرد در مقابل بادامچیان که گفته بود انقلاب را نمی توان با عمرو عاص و عبدالرحمان عوف پیش برد، موضع محکم و سختی گرفت و گفت: " ایراد ما واقعا به این طرز تفکر است .ما واقعا در نظام مان عبد الرحمان بن عوف و عمرو عاص نداریم ، عمرو عاص در جناح معاویه قرار گرفت و تنها مغز متفکری بود که دائما علیه حکومت علی نقشه می کشید .حالا ما
چگونه می خواهیم به نام حضرت علی اینگونه برخورد کنیم که دوستان خودی یک عده ای شان ابوذر باشند و یک عده شان عمرو عاص.این حرف بدی است. عبدالرحمان سرمایه داری بود که وقتی مرد، مردم شمش های طلایی که از وی مانده بود را با سنگ قبر شکستند و تقسیم کردند. نه آقای سلامتی، نه دوستان ایشان و نه هیچ کدام از ما از این سرمایه ها نداریم .این برخورد خوبی نیست " (کیهان ،24 بهمن 1375)انتقاد به انحصار گرایی جناح راست از سوی حسینیان به همین محدود نشد و در جایی دیگر جناح راست را به منزوی کردن نیرو ها و یاران انقلاب متهم کرد:" انحصار طلبی باعث شده تا نیروهایی از انقلاب منزوی شوند و اگر همین زوال ادامه یابد چیزی برای انقلاب به جز همین افراد انحصار طلب باقی نمی ماند...مسائلی که امروز مطرح می شود جنبه سیاسی و تبلیغاتی برای از صحنه به در کردن عده ای از یاران انقلاب دارد."(اخبار،18اسفند 1375)
روح الله حسینیان در مصاحبه ای دیگر، جناح راست را به لجن مال کردن رقبا متهم نمود و گفت :
" انتقاد سازنده و حتی گذشته های افراد و خطاهای افراد را به زبان و بیان منطقی ترسیم کردن نه تنها هیچ ضرری نخواهد داشت که تلاشی است برای اینکه هم مواضع شفاف تر شود و هم روش ها تصحیح گردند . اما وقتی همدیگر را متهم می کنیم و به قول حضرت امام همدیگر را لجن مال می کنیم آن مساله دیگری است که به نفع هیچ گروهی نخواهد بود."( اخبار- چهارشنبه 10 اردیبهشت 1376)
روح الله حسینیان حتی در جایی بطور واضح از مجمع روحانیون مبارز حمایت کرد و نسبت به سخنان آیت الله مهدوی کنی ، دبیر کل جامعه روحانیت مبارز ، موضع گرفت و جناح راست سنتی را مورد حمله قرار داد :" وقتی آقای هاشمی با صراحت می گوید ولایت فقیه از ارکان نظام است ...یا خود آقای کروبی، ولایت فقیه را میراث امام و رکن رکین انقلاب می داند ،چگونه عده ای [جناح راست ] که خودشان در تاریخ انقلاب امتحان خوبی در اطاعت از ولی فقیه پس نداده اند .[اشاره به قضیه 99 نفر در مجلس دوم ] شما ببینید چه کسانی مساله مولوی و ارشادی را مطرح می کردند ،
وقتی صحبت نخست وزیری مهندس موسوی بود این افراد علی رغم سفارش امام مخالفت کردند. وقتی این افراد شعار ولایت را در انحصار خود قرار می دهند ما نمی توانیم خود را در موج آنها قرار دهیم ." (ماهنامه صبح ،دی 1375)حمایت حسینیان نسبت به جناح چپ به حدی بود که خود، بعدها از نظر مثبت اش نسبت به آقای سید محمد خاتمی در آن زمان خبر داده بود.(هفته نامه جبهه 27شهریور 1378)
مواضع ضد راست سنتی روح الله حسینیان و دیگر اعضای جمعیت دفاع از ارزشها و طرفداری آنها از جناح چپ به حدی پر رنگ و برجسته بود که روزنامه سلام، ارگان جناح چپ به مسوولیت عباس عبدی، در تحلیل انتخاباتی حضور جمعیت دفاع از ارزشها را مثبت ارزیابی کرد و نوشت :
"در مجموع به نظر می رسد حضور این جمعیت کمک شایان توجهی به ناموفق بودن تلاش برخی گروههای تمامیت خواه و انحصار طلب در صحنه سیاسی کشور نموده است ." ( سلام ،30اردیبهشت 1376).آقای حسینیان، در جایی دیگر می گوید: " من هیچگاه نه با جناحی عقد اخوت بسته ام ، نه تصمیم بر عداوت گرفته ام از آنچه حق تشخیص داده ام حمایت کرده ام و آنچه را باطل دیده ام ، اعلام برائت کرده ام ، جناح چپ با سه شعار اصلی به میدان آمده بود ، قانون گرایی ، ضد انحصار طلبی ، آزادی ، هر سه شعار جزء آرمانهای من بود و قطعا در حمایت از این اصول اشتباه نکرده ام ." ( رسالت 1شهریور 1378).وی، که اکنون، همراه با دیگر اعضای گروه محصولی (موسوم به جبهه پایداری) برای دستیابی به اهداف سیاسی- انتخاباتی، از تخریب دیگران، از هیچ انگ زدن و ترفندی فرو گذار نمی کند، در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی، می گوید: "هاشمی رفسنجانی هشت سال حکومت کرده ، [ در نتیجه ] 8سال [هم ] قابل نقد ، ایراد و اشکال است و هیچ کس هم از نقد در امان نیست ولی چهره آقای هاشمی را نقد نکردند [بلکه ] تخریب کردند و هر روحانی که اینها تشخیص دهند در مقابلشان می ایستد و ستونی است برای انقلاب، این ستون را فرو می ریزند ."( رسالت 9تیر 1379).
 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

[ پنجشنبه 11 اسفند ماه سال 1390 ] [ 14:34 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]


 فیلم جدایی نادر از سیمین

 وَ اسکار اصغر فرهادی چه اهمیتی دارد؟

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید



امروز 8 اسفند 90 صبح به وقت ایران – بعد از ظهر 26 فوریه 2012 به وقت لس آنجلس – در هشتاد و چهارمین دوره برگزاری جوایز اسکار، اصغر فرهادی جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی (غیر انگلیسی زبان) را برد. این برای اولین بار بود که یک فیلم ایرانی به چنین افتخار هنری نایل می شود. البته همه میدانیم گه جایزه اسکار جشنواره سینمایی (نظیر جشنواره های کن، لوکارنو، برلین، فجر و ونیز) نیست و بر اساس آرا حدود 6000 نفر از اعضای آکادمی در شاخه های مختلف سینمایی و هنر اهدا می شود. ولی از نظیر معروفیت بین المللی، در ردیف مهمترین جوایز هنری در سطح جهان است. اسکار کلمه مخفف برای جایزه آکادمی هنرها و علوم نمای متحرک[1] (که مرکز آن در شهر بورلی هیلز، در لس آنجلس آمریکا قرار دارد) است که از سال 1929 تا کنون هر ساله به فیلم های سینمایی در رشته های مختلف اهدا شده است. از ایران از سال 1356 (1977 میلادی) فیلم دایره مینا – ساخته داریوش مهرجویی – به عنوان کاندید برای اسکار بهترین فیلم خارجی، تا امسال 18 فیلم برای این جایزه معرفی شده اند که فقط فیلم های بچه های آسمان – ساخته مجید مجیدی- در سال 1377 (1998 میلادی) و جدایی نادر از سیمین در سال 1390 (2011) توانسته اند به رقابت پنج فیلم نهایی برای جایزه اسکار راه یایند (بچه های آسمان برای مراسم اسکار 1999 و جدایی نادر از سیمین برای مراسم اسکار 2012) و از این میان جدایی نادر از سیمین تنها فیلم ایرانی بوده که در کل 84 دوره اسکار به جایزه اسکار دست می یابد. ضمنا همین فیلم برای جایزه بهترین فیلمنامه دست اول (اوریجینال) هم به جمع پنج نامزد نهایی رسید که در کل 84 دوره اسکار فقط سه فیلم غیر انگلیسی زبان توانسته اند این جایزه را ببرند. از این نظر ها باید گفت که فیلم اصغر فرهادی جمعی از اولین ها را باهم در تاریخ سیمنای ایران رکورد زده است! و البته شاید از نظر برخی از منتقدان و صاحبنظران سینمایی بعضی جایزه های دیگری که این فیلم کسب کرده – نظیر جایزه سزار 2012 فرانسه و یا جایزه شیر طلایی برلین 2011برای بهترین فیلم، از نظر هنری و سینمایی جایگاه مهمتری داشته باشد. به هر حال از نظر رسانه ای و خبری، جوایز اسکار همواره به طور وسیعی در دنیا مورد توجه قرار میگیرد.

اصغر فرهادی از زمان جشنواره فجر و برلین – که در یک شب در بهمن 89 برنده جایزه بهترین فیلم در هر دو جشنواره شد - در سیزده ماه گذشته در حال گرفتن جوایز متعدد از جشنواره های مختلف در گوشه و کنار جهان است. فیلمهای او –به ویژه جدایی نادر از سیمین-در بسیاری از سینماهای دنیا به نمایش در آمده است و این فیلم آخری در سینمای مهم در شهر های مختلف دنیا مورد توجه واقع شده است (نه صرفا سینماهای که فیلمهای روشنفکرانه را برای مخاطب خیلی خاص نمایش می دهند). نگاهی نیز در مورد بعضی فیلمهای ایران و سایر کشور های در حال توسعه که جوایز بین المللی جشنواره ها را کسب می کنند وجود دارد و آن اینکه در این فیلمها عمدتا نکات ضعف و سیاه از کشور خود به نمایش در می آید و جوایز جشنواره های خارجی عمدتا پاداش این سیاه نمایی ها است. فیلم
جدایی نادر از سیمین به باور بسیاری از منتقدان از این شائبه هم به دور است چرا که طبقه متوسط شهری ایران را به نمایش می گذارد و چالشی امروزی موضوع آن است نه الزاما نقطه ضعفی در جامعه یا کشور ایران. از آنجا که برای بهترین فیلمنامه هم نامزد جایزه اسکار شده است، نشان از آن دارد که با وجود اینکه فیلم به زبان فارسی است (و اتفاقا فیلمی پرگفتگو است و شبیه فیلمهای مستند گونه و ثامت هم نیست که به واسطه صرفاتصاویر با مخاطب ارتباط برقرار کند)، حرفی برای گفتن داشته که با بزرگان عرصه فیلمنامه نویسی نظیر وودی آلن (که این اسکار را برد) به دایره رقابت 5 فیلم نهایی راه داده شده است.

ولی اهمیت فیلم جدایی نادر از سیمین و این اسکار که برد در چیست؟ به باور نگارنده اینها
مهمترین نکات در مورد فیلم اصغر فرهادی و جایزه اسکار او هستند:
اول: اینکه فرهنگ مدرن و امروزی ایران حرفی برای گفتن و قابل شنیده شدن در دنیای مدرن امروز دارد بسیار حائز اهمیت است. وقتی در 20 دانشگاه رده اول دنیا در عرصه علوم انسانی 15 دانشگاه در آمریکا واقعند. و بیشتر تولیدات فرهنگی در دنیای امروز از دنیای غرب در جهان کنونی مبادله می شود، جایزه گرفتن فیلمی مدرن از سینمای امروز ایران نشان می دهد که فرهنگ مدرن ایران نیز حرف های مهمی برای گفتن دارد و این تازه می تواند اول راه باشد. خود اصغر فرهادی و سایر هنرمندان و صاحبان فکر ، اندیشه ، فرهنگ ، هنر و علم که در ایران مشغول تولید هستند می توانند (و باید) تولیدات خود را با استندارد قابل عرضه به جهان، آماده کنند و در رقابت های جهانی حاضر شوند. فرهنگ و تمدن امروزی بدون فرهنگ و تمدن مدرن ایران حتما چیزی کم خواهد داشت و ما ایرانیان حرفهای بیشتری قابل شنیدن و تحسین در جهان امروز داریم.
دوم:
در فضای رسانه ای بین المللی که از هر بخش خبر بین المللی معمولا حدود 20 تا 30% - گاه بیشتر!- خبرهای منفی در مورد ایران یا مرتبط با نام ایران منتشر می شود، جایزه اصغر فرهادی این فضای منفی را می شکند. خود اصغر فرهادی نیز پیامهای خوبی در هنگام دریافت جایزه در مرود صلح دوستی و به لحاط فرهنگی متعامل بودن فرهنگ و تمدن ایرانیان بیان کرد.
سوم: اهمیت کار اصغر فرهادی موقعی نمایان تر است که او این فیلم را در داخل ایران و به زبان فارسی تولید کرده است. در مقابل کسانی که معتقدند که کسانی مثل اصغر فرهادی وقتی در سطح بین المللی مطرح می شوند ممکن است دیگر برای کار در ایران رغبت نکنند، باید نظرم را به این ترتیب عنوان کنم که
اصغر فرهادی هنر و خلاقیت خود را با تولید در ایران می تواند در سطح اول دنیا مطرح کند و مانند بسیاری از نخبگان دیگر که با ترک وطن امکان درخشش در سطح قبلی – هنگامی که در وطن خود تولید می کرده اند- را از دست داده اند، معتقدم که نخبگانی چون او همانطور که در مصاحبه های مختلف خود عنوان کرده است فیلمهای ناب آینده خود را نیز انشاالله در داخل ایران تولید خواهد کرد و به جهان معرفی خواهد کرد.
چهارم: اینکه هر بار که اثر و نشانی از ایران این چنین در دنیا به درخشد، غرور ملی ایرانیان در ایران و هرجای دنیا که باشند به جوش خواهد آمد. این تجربه را ما ایرانیان در عرصه ورزش داشته ام ولی چه بهتر که تجربه های درجه یک درخشش در سطح جهانی در اثر معرفی اثر های فکری و فرهنگی ، هنری و علمی ما باشد. مخصوصا که عرصه رقابت هم ، عرصه ای کاملا جدی و با حریفانی قدر و درجه یک باشد.
به اصغر فرهادی و تمامی اعضای تیم فیلم جدایی نادر از سیمین به دلیل این جایزه مهم تبریک می گوییم و سپاس خود را که ما را از موفقیت خود خوشحال کردند نثارشان می کنیم.

 مهدی زارع

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

[ چهارشنبه 10 اسفند ماه سال 1390 ] [ 13:01 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]


 باز هم، قضاوت با شماست ...

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید



   علی مطهری، عضو جبهه صدای ملت و حجت‌الاسلام عباس نبویان، عضو جبهه پایداری در خصوص انتخابات مجلس نهم در دانشگاه صنعتی شریف به مناظره پرداختند. در این مناظره مطهری درباره تفاوت مردم‌سالاری دینی و لیبرال دموکراسی گفت: حکومت‌ها از نظر تامین نیازهای مادی و معیشتی مردم ممکن است مانند هم عمل کنند اما در عین حال یک حکومت ممنک است محبوب‌تر و مطلوب‌تر باشد و دیگری که در همان حد نیازهای معیشتی را برطرف می‌کند آن میزان محبوبیت را نداشته باشد.
مطهری: ما قائل به مردم‌سالاری دینی هستیم
وی افزود: انسان و جامعه علاوه بر نیازهای معیشتی سلسله حوائج معنوی هم دارند و حکومتی که به آزادی و حقوق مردم خود احترام می‌گذارد محبوب‌تر است. این کاندیدای مجلس با اشاره به اینکه روشن است که ما قائل به مردم‌سالاری دینی هستیم و دموکراسی را به طور مطلق قبول نداریم و آنچه مردم انتخاب می‌کنند حرکت جامعه به آن سمت مورد قبول ما نیست، افزود:
ما قائل به دموکراسی مقید به مکتب و حکومت هستیم که همان مردم‌سالاری دینی است.
مطهری تاکید کرد:
‌این مهم است که ما چه نگاهی به ولایت‌فقیه داشته باشیم و چگونه از آن برداشت کنیم.
در ادامه مناظره نبویان عنوان کرد: ‌جایگاه مردم در یک حکومت یک نگاه مدرن دارد که عقلانی نیست و هیچ استدلالی ندارد؛ دموکراسی یک برهان منطقی ندارد، اما در مقابل آن اندیشه اسلامی است که مستدل و برهان‌مند است.
وی ادامه داد: ‌هر حکومتی و هر حاکمیتی حداقل دو مقام دارد یک مقام مشروعیت و یک مقام مقبولیت.

نبویان با طرح این سوال که مشروعیت در حوزه فلسفه سیاسی به این معناست که حق حاکمیت از آن کیست و کسی که حق دارد آیا مردم هم او را قبول دارند یا نه، افزود: مقبولیت راهی است که دنیای غرب با همین انتخابات پیش پای ما گذاشت اما سوال اینجاست که حاکم حق حاکمیت خود را از کجا می‌گیرد؛ یک نظریه وجود دارد که بر اساس آن برخی تصور می‌کنند که حاکمیت مادرزادی است مانند خانواده پهلوی که می‌گویند حاکمیت برای ما مادرزادی است.
عضو جبهه پایداری اضافه کرد: نظریه بعدی زورسالاری است که نه غرب و نه ما آن را قبول نداریم.
وی گفت:
نظریه سوم مردم‌سالاری است؛ مردم‌سالاری به صورت مطلق معنایش این است که هر کس مردم به او رای داده او حق حاکمیت دارد و اگر کسی از سوی مردم رای نیاورده حق حاکمیت ندارد که این هیچ برهان منطقی ندارد.
نبویان:
ما خداسالاری را قبول داریم
نبویان ادامه داد: ما خداسالاری را قبول داریم که معنایش این است که بین منتخب ما و کسانی که خدا انتخاب کرده عقل می‌گوید باید به سراغ کسانی که خدا قبول کرده برویم.نبویان: دخالت مردم در مشروعیت حکومت معنی نداردعضو جبهه پایداری با اشاره به اینکه اگر مردم نباشند هیچ حکومتی هیچ کاری نمی‌تواند بکند، تاکید کرد: البته دخالت مردم در مشروعیت حکومت معنی ندارد با این حال مردم صداقت و پاکی‌شان از بسیاری از مسئولان بیشتر است.
مطهری: حاکم، وکیل حقوقی و قضایی مردم نیست بلکه امین و نماینده مردم استمطهری در ادامه این مناظره گفت:‌ اینکه حاکم وکیل مردم است به این معنا است که این وکیل، وکیل حقوقی و قضایی نیست، بلکه امین و نماینده مردم است که باید در چارچوب اسلام حرکت کند نه اینکه به امیال مردم توجه کند.وی افزود: پیشرفت دنیای غرب بعد از کنار گذاشتن دین اتفاق افتاد این یک اتفاق است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت.عضو جبهه صدای ملت ادامه داد: در قرون 4 و 5 هجری یک تمدن بزرگ اسلامی را داشتیم که در آن دوره اروپایی‌ها در توحش به سر می‌بردند. آنها یک تضاد بین علم و ایمان و ایمان و عقل قائل بودند و چون چنین تضادی وجود داشت نگاه خاصی به حقوق مردم و علم وجود داشت و همین سخت‌گیری‌های قرون وسطا باعث شد که بین دین و غرایز فاصله ایجاد شده و باعث گردید که افراد دین را رها کنند و به سمت دیگری بروند. اساسا تحول دنیای اروپا زمانی اتفاق افتاد که یک پیوندی با دنیای اسلام پیدا کردند.
در ادامه این مناظره نبویان عنوان کرد: فردگرایی لیبرالیسم بر اساس اندیشه پروتستانیزم است.
وی افزود: سکولار شدن قوانین اجتماعی و اینکه اگر آنچه مرجع تقلید و پاپ می‌گوید اعتبار نداشته و هر کس خودش می‌گوید که چه چیزی اعتبار دارد و چه چیزی اعتبار ندارد پس فقط برای اینکه در جامعه هرج و مرج نشود با هم توافق می‌کنند در حالی که ما با اندیشه‌های پدران پروتزتاتیسم در دنیای غرب اختلاف داریم و
از آقای مطهری تعجب می‌کنم که می‌گویند ریشه پروتستانیزم در اسلام است.
این کاندیدای مجلس تاکید کرد:
ما به عنوان یک نماینده می‌خواهیم به مجلس برویم که کشور پیشرفت کند، اما ابتدا باید مبانی فکریمان مشخص شود که از نظر فکری پیشرفت و توسعه از نظر ما چه معنایی دارد؛ شما بفرمایید پیشرفت چه معنایی دارد؟
مطهری در پاسخ به اظهارات نبویان گفت: واقعیت تاریخی را نمی‌توان انکار کرد. البته مقصود ما این نیست که پیشرفت غرب ایده‌‌آل است؛ بالاخره آنها از دست کلیسای کاتولیک خسته شدند و با خود گفتند به جای آنکه به سراغ کشیش‌ها برویم و بهشت را خرید و فروش کنیم، بهشت را همین جا روی زمین ایجاد می‌کنیم البته خیلی از کسانی هم که به آنجا سفر کردند می‌گویند بهشت آنجاست.
وی عنوان کرد:
ما نمی‌خواهیم بگوییم الگوی ما آنها هستند، اما آنها پیشرفت‌هایی در زمینه حقوق و دموکراسی داشتند ولی به دلیل آنکه بر اساس تعالیم الهی حرکت نکردند بسیاری از این موضوعات مانند خانواده در آنجا بی‌معنا شد و متفکران آنها صحبت از متلاشی شدن اجتماعات غربی می‌کنند.
عضو جبهه صدای ملت در ادامه با بیان اینکه هیچ راهی جز آنچه اسلام گفته به خصوص در زمینه خانواده، رابطه زن و مرد و عفاف راهی نیست، تصریح کرد: ما در تئوری اختلاف چندانی با هم نداریم و بحث در عملکرد است.
مطهری:
رفتار شما با ولایت‌فقیه تداعی کننده رفتار کلیسای قرون وسطا است
مطهری ادامه داد: ‌ما به دوستان آقای نبویان و به عملکردشان در جبهه پایداری انتقاد داریم شما در رفتار با ولایت‌فقیه به گونه‌ای عمل می‌کنید که رفتار کلیسای قرون وسطا را تداعی می‌کند.
وی همچنین
با اشاره به اظهاراتی که درباره حسین علایی مطرح شده است، گفت:
بحث ما بر سر کسانی است که کاسه‌های داغ‌تر از آش شده‌اند و جلوی در خانه آقای علایی رفته شعار داده و به خانواده‌اش توهین کردند؛ ما چه بکنیم که این رفتارها را نداشته باشیم.
در ادامه این مناظره نبویان در پاسخ به اظهارات مطهری گفت: اینکه دوستان من اشتباه می‌کنند، به من ارتباطی ندارد اما اینکه من و شما می‌خواهیم به مجلس برویم باید ببینیم با چه رویکردی می‌خواهیم وارد مجلس شویم.
نبویان با اشاره به اینکه شما می‌فرمایید پیشرفت غرب قابل انکار نیست از شما سوال می‌کنم که پیشرفت را تعریف کنید، گفت:
‌اگر قرار است ما جامعه را پیش ببریم اول باید پیشرفت را تعریف کنیم تا بعد بدانیم در قانون‌گذاری باید چه قانونی تشریح کنیم که بر اساس آن پیشرفت داشته باشیم.مطهری گفت: ما نمی‌گوییم پروتستانتیزم همه چیزش را از اسلام گرفته، محققان اجتماعی خود اروپا مثل ویل دورانت می‌گویند که ریشه پیشرفت اروپا، اسلام بوده است.
وی افزود:
پیشرفت جامعه اسلامی یعنی ما به کمالات لایق انسان نزدیک شویم و به سمت کمالات لایق انسان حرکت کنیم؛ انسان استعدادهایی دارد که باید شکوفا شود و هر چقدر این کمالات در انسان محقق شود، انسان رو به پیشرفت است.
این عضو شورای مرکزی صدای ملت تاکید کرد: اگر شما با این نگاه می‌خواهید وارد مجلس شوید و فکر می‌کنید مجلس جای بحث‌های نظری است، به نظر من نباید کاندیدا می‌شدید.
مطهری گفت:
شما به سخنرانی‌های شهید مطهری نگاه کنید که در بین توده مردم، در بین دانشگاهیان و در بین مردم کوچه و بازار هر کدام به یک نوع خاص صحبت می‌کرد؛ نه اینکه ما هر چه بلد هستیم را در هر مجلسی بگوییم بلکه باید به تناسب حضار، زمان و مکان صحبت کنیم در شرایط فعلی که بحث کاندیداتوری مجلس است، باید در این زمینه صحبت کنیم.
وی افزود: شما نماینده جبهه پایداری و من نماینده صدای ملت هستم که باید از مواضع خودمان دفاع کنیم.
این کاندیدای مجلس عنوان کرد:
آقایانی که می‌گویند مرز التزام به ولایت‌فقیه احکام حکومتی نیست، بر خلاف نظر خود رهبری که فرمودند «مرز التزام به ولایت‌فقیه احکام حکومتی است»، توجه داشته باشند که دوستان شما در مجلس می‌گویند هر کاری که قرار است انجام شود و هر حرفی که قرار است زده شده و هر استیضاحی که قرار است انجام شود، اول باید برویم و از رهبری سوال کنیم؛ این آفت نظام ماست و بعد می‌گویند حتی باید به اشارات رهبری هم توجه کنیم.
مطهری تصریح کرد:
مجلس محل بحث آزاد است و نباید وقتی یک طرحی مطرح می‌شود، یک شخصی بگوید دیشب با آقا دیدار داشتم که فرمودند این گونه رفتار کنید و آنگاه همه ساکت شوند؛ اینکه مجلس نمی‌شود.
مطهری:
اعضای جبهه پایداری دفاع از حقوق مردم را منافی دفاع از ولایت‌فقیه می‌دانند
وی ادامه داد: کسانی که در جبهه پایداری هستند، افکار عجیبی دارند؛ آنها دفاع از حقوق مردم را منافی دفاع از ولایت‌فقیه می‌دانند. این نماینده مجلس تصریح کرد:
ما دفاع از حقوق مردم را منافی اصل ولایت‌فقیه و حفظ نظام نمی‌دانیم؛ یک فرد اعتراضی به نحوه برخورد با معترضان بعد از انتخابات کرده است، آن وقت می گویید او مرتد شده و از قطار انقلاب پیاده شده چون از حقوق مردم دفاع کرده است.
مطهری:
ولی‌فقیه از امام معصوم و پیغمبر که بالاتر نیست
مطهری ادامه داد:‌ شما می‌توانید ملتزم به ولایت‌فقیه باشید و از حقوق مردم دفاع کنید، از کسانی که در سلول انفرادی زندانی شده‌اند و به زندان افتاده‌اند دفاع کنید، ولی‌فقیه از امام معصوم و پیغمبر که بالاتر نیست.
وی ادامه داد: ما باید نگاه درستی به ولایت‌فقیه داشته باشیم؛ اینها به درد مجلس می‌خورد نه تعریف پیشرفت، بلکه باید در مجلس به دنبال امور کاربردی باشیم.
نبویان:
بر اساس چه چیزی این همه خرج کرده‌اید
در ادامه این مناظره، نبویان در پاسخ به اظهارات مطهری عنوان کرد: صدای ملت 10 برابر جبهه پایداری برای انتخابات هزینه می‌کند؛ شما این همه هزینه می کنید که به مجلس بروید و از بلندگوهای آن فریاد بزنید و علیه کسی صحبت بکنید؟!
نبویان:
‌شان مجلس را پایین نیاورید
وی با بیان اینکه آقای مطهری من از شما انتقاد دارم، ادامه داد: ‌شان مجلس را پایین نیاورید، شما می‌خواهید به مجلس بروید و برای پیشرفت کشور قانون‌گذاری کنید، اما بر اساس چه چیزی این همه خرج کرده‌اید. این کاندیدای مجلس تاکید کرد: واژه پروتستانتیزم را شما مطرح کردید، پس شما پاسخ دهید که چرا هر چه بلد هستید اینجا مطرح می‌کنید؛ کتاب‌های شهید مطهری را که برای عوام و خواص مورد استفاده قرار می‌گیرد، همه می‌خوانند و علت آن این است که وی به محتوا توجه می‌کرد.
نبویان ادامه داد:
شما می‌گویید اینجا جای بحث علمی نیست و فقط باید در آن هورا کشید و سوت زد؛ مثل این است که ما دوباره به حرکت دوم خرداد برگشتیم.
وی با اشاره به اینکه اینجا دانشگاه شریف است و باید در آن بحث علمی شود، تصریح کرد:
از نظر شما مجلس جای قانون‌گذاری و بحث دقیق نیست و گرفتاری مملکت ما این است که برخی گفتند که عدالت کمتر از ولایت است.
نبویان:
رسایی گفت نشریه «9 دی» با تاکید آقای مطهری تعطیل شده است
عضو جبهه پایداری تصریح کرد:
من قبل از اینکه به این جلسه بیایم با آقای رسایی تماس گرفتم که گفت نشریه «9 دی» با تاکید آقای مطهری تعطیل شده است؛ شما به آقای کوچک‌زاده کوچک‌اف نگفتید؟! شما در صحن مجلس به او فحش جاله میدانی ندایدید؟ شان جلسه را پایین نیاورید. نبویان با بیان اینکه انشاءالله شما رای می‌آورید و البته همان مجلسی را که خودتان دوست دارید درست می‌کنید، گفت:‌ شهید مطهری شهید شد که نظام اسلامی ساخته شود؛ بنابراین قانون‌گذار آن باید فهیم و اندیشمند باشد؛ ما تابع آمریکا نیستیم که ریگان هنرپیشه نماینده ما شود.
وی عنوان کرد: صدای ملت چند برابر جبهه پایداری هزینه می‌کند، من این را از بنرهای آن فهمیدم؛ پس حیف است برای یک مجلس که صحنه آن فقط دعوا باشد.
مطهری در پاسخ به اظهارات نبویان گفت: مجلس جای بحث نظری نیست مگر به ندرت، اما اینکه بخواهیم در مجلس مفاهیم سیاسی و اجتماعی را مطرح کنیم؛ فرصتش مهیا نیست. وی درباره هزینه‌های صدای ملت عنوان کرد: من درباره اظهارنظر شما درباره هزینه‌های صدای ملت تعجب می‌کنم، اما وقتی گفتید با رسایی تماس گرفته‌اید مسئله های من حل شد. عضو شورای مرکزی صدای ملت ادامه داد: در صدای ملت، 16 کاندیدا داریم که گفته شده است هر کس هر چقدر می‌تواند تا سقف 20 میلیون تومان برای هزینه‌های انتخاباتی کمک کند، اما خانه کارگر هم به ما کمک می‌کند. مطهری: مگر می‌شود خمس را به جبهه پایداری داد؟!
مطهری ادامه داد:
آقای روان‌بخش در مناظره‌شان گفتند که 450 میلیون تومان از پول جبهه پایداری را آقای محصولی به عنوان خمس پرداخت کرده؛ سوال ما این است که مگر می‌شود خمس را به جبهه پایداری داد؟! وی درباره نشریه «9 دی» تصریح کرد: من نماینده قوه مقننه در هیئت نظارت بر مطبوعات هستم که مخالف بسته شدن «9 دی» بودم و معتقد بودم بستن این نشریه به نفع رسایی و جبهه پایداری است. عضو شورای مرکزی صدای ملت تاکید کرد: رسایی در نشریه «9 دی» به آقای لاریجانی توهین کرده و از نظر قانون مطبوعات محق توقیف است؛ من گفتم این موجود عجیب و غریب را می‌شناسم و می‌دانم بستن «9 دی» به نفع آنها تمام می‌شود.
مطهری:
در مسئله دانشگاه آزاد یک عده اراذل و اوباش را به مقابل مجلس کشاندند
مطهری همچنین با اشاره به مسئله دانشگاه آزاد گفت: در مسئله دانشگاه آزاد یک عده اراذل و اوباش را به مقابل مجلس کشاندند و هر چه دلشان می خواست به مجلس توهین کردند که البته ماشین ساندیس هم کنار در مجلس پارک شده بود.نبویان خطاب به مطهری با بیان اینکه چطور به خودتان اجازه می‌دهید که دانشجویان را اراذل و اوباش خطاب کنید در پاسخ به اظهارات مطهری عنوان کرد: شما در کدام جایگاه روان‌شناختی به خودتان اجازه می‌دهید که دانشجویان را اراذل و اوباش خطاب کنید؛ کسی که به دیگران می‌گوید اراذل و اوباش و به برخی می‌گوید پوفیوز، با این ادبیات نباید داخل مجلس شود.
وی با اشاره به اینکه شما با آقای رسایی و آقای کوچک‌زاده مشکل شخصی دارید، ادامه داد:‌
من کمتر دیدم که یک بنر از جبهه پایداری نصب شده باشد، اما به طور مکرر بنرهای صدای ملت را دیده ام برای همه این کارها پول لازم است.
نبویان: چرا خانه کارگر به شما کمک می‌کند ؟
این عضو جبهه پایداری با بیان اینکه چرا خانه کارگر به شما کمک می‌کند و پول آن را از کجا می‌آورد، ادامه داد:
به شما گفته‌اند 20 میلیون تومان هر کدام برای هزینه‌های انتخاباتی بدهید و به ما گفته‌اند 10 میلیون تومان بدهید. نبویان تصریح کرد: مجلس باید جای کسانی باشد که برنامه داشته باشند و اخلاق اسلامی را رعایت کنند و در کنار آن فحش ندهند؛ حتی اگر کشیده هم خوردند، صدایشان در نیاید اما شما که کشیده هم نخوردید. نبویان در خصوص خمس 450 میلیونی محصولی برای کمک به جبهه پایداری گفت: پول خمس باید دست مراجع برسد، اگر مرجعی اجازه داد که این پول در محل خاصی خرج شود آقای مطهری حق حرف زدن ندارد.
مطهری: اعضای جبهه پایداری با بررسی مسایل کهریزک و کوی دانشگاه مخالف بودند
مطهری در پاسخ به اظهارات نبویان گفت: جبهه پایداری عملا به گونه ای رفتار می‌کند که با حقوق ملت مخالف است؛
عنوان جبهه پایداری، در حقیقت پایداری در برابر حقوق ملت است. وی
خطاب به نبویان ادامه داد: ‌شما چه اقدامی درباره کوی دانشگاه و کهریزک کردید که دم از ولایت‌ می‌زنید؛ دوستان شما در مجلس وقتی تصمیم گرفته شد که یک کمیته حقیقت‌‌یاب برای بررسی مسائل کوی دانشگاه و کهریزک تشکیل شود، مخالفت کردند. این کاندیدای مجلس افزود: البته گزارش کهریزیک چند ماه بعد در مجلس قرائت شد و وقتی آقای ابوترابی فرد قصد داشت گزارشی درباره کوی دانشگاه بخواند، بلندگو را این طرف و آن طرف کشیدند و کاری که شعبان بی‌مخ ها انجام می داندند را مرتکب شدند.

در ادامه این مناظره نبویان در پاسخ به اظهارات مطهری گفت: سعی کنیم برای خودمان جایگاهی بالاتر از دیگران قائل نشویم؛ شما به چه حقی به دیگران شعبان بی مخ می‌گویید. وی خطاب به مطهری عنوان کرد: اگر شما ملتزم به ولایت‌فقیه هستید، بفرمایید ایشان چند بار فرمودند که مسائل را اصلی و فرعی کنید؛ چند بار سران فتنه و مردودین را مطرح کردند و گفتند که کسانی که رای ملت را زیر پا می‌گذارند، به مردم ظلم می‌کنند. عضو جبهه پایداری تصریح کرد: اگر رهبری صد بار مسئله فتنه را مطرح کردند، سه یا چهار بار نیز مسئله کهریزک را عنوان کردند؛ شما فرمایشات خودتان را به رهبری متصل نکنید.
در ادامه این مناظره مطهری در پاسخ به این سوال که شما رویکردتان اصالتا نقدی است و در زمان هاشمی، خاتمی و احمدی‌نژاد همواره انتقاد کرده‌اید و آیا از نظر شما جامعه ما نسبت به جامعه 20 سال پیش تغییر نکرده است، پاسخ داد: اینکه من در هر سه دوره هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد انتقاد کردم، باید بگویم که جای انتقاد وجود داشته است و اگر شما انتقاد نکردید باید پرسید که چرا انتقاد نکردید. وی تصریح کرد: من در حوزه فرهنگ به دولت اصلاحت انتقاد می‌کردم اما در حوزه اقتصاد و سیاست تعریف می‌کردم؛  درباره احمدی نژاد هم می‌گویم پیشرفته هسته‌ای ما مدیون اعتماد به نفس رئیس جمهور است و سرکشی به استان‌ها نتیجه تلاش رئیس جمهور است؛
البته درباره مصوبات آن انتقاد دارم زیرا بودجه آن با بودجه ما هماهنگ نیست.
همچنین
نبویان در پاسخ به اینکه برنامه شما درباره دانشگاه و دانشگاهی چیست و اینکه شما زیر پرچم کسانی مانند رسایی هستید که سال‌های سال دانشجویان را اسرائیلی، فتنه‌گر و اراذل و اوباش می‌خوانند، پاسخ داد: من معتقدم دانشگاه در علوم انسانی شایسته نظام اسلامی نیست و باید در حوزه علوم انسانی نرم‌افزارش را عوض کنیم. وی عنوان کرد: در شان نظام نیست که در دانشگاه اسلامی حجاب رعایت نشود و بین دختر و پسر گناه اتفاق بیفتد.
در ادامه مطهری در پاسخ به اینکه شما به رئیس جمهور انتقاد می‌کردید که چرا در مسائل فرهنگی باز عمل می‌کند و حالا خودتان در این زمینه باز عمل می‌کنید، پاسخ داد:‌ تفکری که مشایی دارد و احمدی‌نژاد هم آن را قبول دارد، تفکری است که معتقد به تسامح و تساهل در برنامه‌های فرهنگی است؛ مانند حضور زنان در ورزشگاه و… که ما به آن انتقاد داریم. وی ادامه داد: مشکل اصلاح‌طلبان این است که در مسائل اجتماعی خیلی باز فکر می کنند و مشکل اصولگرایان این است که در آزادی بیان بسیار بسته فکر می کنند.
منبع: تابناک

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

[ سه شنبه 9 اسفند ماه سال 1390 ] [ 22:53 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

 افـــزایـش دو-گانـگی در جـامـعـــه ...


برای مرجع روی عنوان کلیک کنید


   عبرت نیوز: یک استاد برجسته دانشگاه تهران در تعبیری جالب در خصوص امنیت ملی می گوید در جامعه ما فردگرایی خیلی افراطی و مصرف‌گرایی اتفاق افتاده، توجه به خود پیش آمده و ما یک‌ جوری از منافع ملی گذر کرده‌ایم. جامعه‌مان به منافع ملی آنگونه که باید اعتنا ندارد.  به حوزه سیاست بی‌اعتنا شده است و به گروه‌های سیاسی بی‌اعتنا شده‌اند. وقتی چنین شرایطی پیش آمده آن‌وقت دشمن هم که می‌آید به عنوان یک خطر جلوه نمی‌کند، بعد دشمن دوگانگی جامعه را زیاد می‌کند با عده‌ای همسو می‌شود و با عده دیگر دشمن می‌شود و اتفاقی که در ایران افتاده این است که دشمن با عده‌ای همسو شده و دوگانگی در نظام اجتماعی را بیشتر کرده است. اما ما باید در جامعه از این دوگانگی گذر کنیم نه اینکه گروه رقیب‌مان را مخاطب قرار دهیم باید جهت عمل‌شان را تغییر دهیم، روش خودمان را تغییر دهیم، تعبیرمان را در مورد جامعه تغییر دهیم. لازمه آن، آن سه شرطی است که گفتم. آن وقت چه موقع می‌تواند انجام شود؟ در یک اقدام جمعی و ملی می‌تواند اتفاق بیفتد. در چه متنی؟ متن رسانه، متن فرهنگ، متن دین. آن وقت اینجاست که شما روشنفکران، سیاستمداران، رسانه‌چی‌ها و روحانیون کنار هم باید با هم به یک توافقی برسید. آن وقت ما می‌توانیم از دوگانگی گذر کنیم و به یک اکثریت اقلیت یا اکثریت بسیار زیاد دست پیدا کنیم.
مشروح گفتگوی استاد تقی آزاد ارمکی را در ادامه بخوانید
وارد اتاق که می‌شوی اول از همه حجم انبوه کتاب‌ها و پایان‌نامه‌هاست که توجه‌ات را جلب می‌کند و البته میزی که ورق‌های سفید روی آن به انتظار نوشته‌شدن نشسته‌اند و استادی که با روی گشاده تو را می‌پذیرد و اینجا اتاق دکتر تقی آزادارمکی استاد جامعه‌شناسی و عضو هیات علمی دانشگاه تهران است. با آزاد ارمکی در یکی از روزهای سرد بهمن دیدار کردم؛ گرچه در میانه کارش بود ولی با سر صبر و حوصله به سوالات پاسخ داد؛ هرچند از اینکه بخواهد درباره انتخابات سخن بگوید طفره رفت و ابراز بی‌تمایلی کرد. به اعتقاد او جامعه قطبی شده است و اگر جامعه ایران در گذشته میل به قطبی‌شدن داشت یا شکاف متعدد در آن وجود داشت مثلا شکاف جنسیتی، شکاف نسلی، شکاف جدیدی نیز وارد شده و به‌نظر می‌آید که جامعه ما دوگانه شده است.
‌ اتفاقات سیاسی که در جامعه رخ می‌دهد بر مسایل اجتماعی تاثیری می‌گذارد؟ می‌توانم بگوییم بله و خیر؛ هم تاثیر‌گذار خواهد بود هم نخواهد بود. بستگی به نوع حوادث سیاسی و اتفاقات سیاسی دارد، مثلا اگر یک مرتبه چیزی به نام دشمن حمله بکند، حمله دشمن به یک کشور می‌تواند موجب انسجام اجتماعی شود تا بحران اجتماعی، در یک شرایطی می‌تواند منشا یک بحران و فروپاشی اجتماعی هم باشد. بستگی به نوع حادثه، شدت حادثه، فراگیری حادثه و در عین حال موقعیت اجتماعی دارد. اگر در جامعه‌ای انسجام اجتماعی باشد هر نوع حادثه سیاسی نمی‌تواند بحران ایجاد بکند و به یک واکنش تبدیل می‌شود و اگر جامعه‌ای دچار ضعفی به نام ضعف اعتماد اجتماعی، سرمایه اجتماعی، مشارکت و ضعف از چیزی تحت‌عنوان نهادها یا سازمان‌های اجتماعی و امثال اینها باشد آن‌وقت هر حادثه‌ای حتی کوچک می‌تواند به یک بحران اجتماعی بینجامد. پس نوع رابطه حوادث سیاسی با نوع بازخورد و عکس‌العمل جامعه و بحران یا غیربحران، هم بستگی به حادثه دارد و هم‌ بستگی به نظام اجتماعی.
ما باید اینجا معلوم کنیم که منظور از واقعه سیاسی چیست؟ مثلا ما چه چیزی را به‌عنوان یک واقعه سیاسی مهم قلمداد می‌کنیم که ببینیم نقشش و سهمش در بحران جامعه چه چیزی است. آیا بحران‌زاست یا بحران‌زا نیست. پس ما باید برگردیم و در مورد حوادث و واقعه سیاسی کنکاشی بکنیم و در مورد تک‌تکشان یا گروهی از آنها نوع عکس‌العمل جامعه را جست‌وجو کنیم. می‌توانیم سیکل تاریخی را دنبال کنیم، می‌توانیم شرایط حال را و رابطه‌اش را ‌ببینیم. من نمی‌دانم آیا شما واقعا مساله و واقعه سیاسی خاصی موردنظرتان هست یا خیر.
‌‌
مثلا اگر بخواهیم مقداری به عقب‌تر برگردیم مسایل سه یا چهار سال اخیر به نظر می‌رسد تاثیر زیادی در رفتار مردم داشته و موضوع دیگری هم که می‌شود به آن اشاره کرد اتفاقات اخیری است که در حوزه اقتصاد رخ داد. مثل بحران ارز و سکه و...؟
درباره سه سال اخیر می‌توان گفت که جامعه قطبی شده است و اگر جامعه ایران در گذشته میل به قطبی‌شدن داشت یا شکاف در آن وجود داشت مثلا شکاف جنسیتی، شکاف نسلی، یک شکاف دیگری وارد شده و به‌نظر می‌آید که جامعه دوگانه شده است و البته تلاش‌های بسیار زیادی برای ترمیمش صورت گرفت ولی اینکه آیا این ترمیم اتفاق افتاد یا خیر به‌نظر من جای تامل دارد. من به عنوان کسی که در حوزه جامعه‌شناسی کار کرده، پژوهش هم می‌کنم و هم نتایج پژوهش‌های اجتماعی را دنبال می‌کنم، می‌بینم این شکافی که در جامعه ایران اتفاق افتاد به طور کامل ترمیم پیدا نکرده است. من فکر می‌کنم چیزی که می‌تواند این شکاف را ترمیم بکند یک چیز دیگری تحت‌عنوان مشارکت سیاسی است. یعنی یک مشارکت سیاسی فراگیر.
جنس مشکل و مساله‌ای که می‌تواند مشکل را مرتفع کند از جنس خودش است. دقیقا مشارکت سیاسی است، یعنی از طریق جنس مشارکت سیاسی است که می‌شود شکاف را ترمیم داد.
‌‌در مسایلی که در حوزه اقتصاد و بازار سکه و ارز افتاد چطور؟ اتفاقات دیگری که در ایران افتاده مثلا بحث تحریم و اثراتش و در عین‌حال هم ماجرای بحران در ارز و سکه، اینها یک ظهور سیاسی داشتند ولی اساسا پدیده‌های اقتصادی هستند. این مساله یک پدیده اقتصادی بود و اثرات سیاسی پیدا کرد، هرچند که بعضی‌ها سعی می‌کنند بنیان‌های سیاسی هم برایش قایل شوند. به دلیل اینکه اساسا بحث تحریم و محدودیت منابع و محدودیت روابط با جهان خارج و سخن از اینکه تحریم اتفاق افتاده، خودش فضایی را ایجاد کرد که درصد بسیار زیادی از ماجرای افزایش قیمت‌ها به آن برمی‌گردد، اگرچه خودش نتایج سیاسی در جامعه داشت و به یک پدیده سیاسی تبدیل شد و دامنه‌اش را بیشتر و وسیع‌تر کرد. پس این پدیده سیاسی نبود، یک پدیده اقتصادی بود که نتیجه سیاسی یا بروز سیاسی پیدا کرد.
‌‌ از یک دوگانگی سخن گفتید، این گونه دوگانگی اگر وجود داشته باشد تاثیرهای عمیق‌تری دارد یا تلاطم‌های اقتصادی؟خب بالطبع اولی، چون پدیده ملی است و دومی اثرات اقتصادی‌اش بیشتر و اثرات سیاسی‌اش کمتر. به دلیل اینکه کانونش به مدیریت دولت باز می‌گشت. چون دولت منابعی در اختیار دارد که می‌تواند با جابه‌جاکردن آنها جلوی شدت آن را بگیرد. مثلا در مداخله‌ای که در بازار ارز و طلا و سکه شد، دولت آمد قیمتی را اعلام کرد در واقع مداخله‌گری کرد. مثلا 50درصد جلوی بحران‌زایی آن را گرفت، البته50 درصد دیگر دست دولت نبود و نیروهای بیرونی یعنی کسانی که دلار، سکه و پول را از بیرون گرفته و می‌گیرند که آنها همچنان می‌توانند بازهم آن را تبدیل به چالش کنند. به همین دلیل هم شما باز ساحت دوگانه‌ای در ارز و سکه دارید. مثلا ارز هزار و 200 دارید و در بازار هزار و 700 به بالاست. یعنی 500، 600‌تومان اختلاف قیمت برای ارز وجود دارد. اگر فاصله این ساحت دوگانه زیاد شود آن‌وقت می‌تواند یک مساله عمده و اساسی را ایجاد بکند. اما اگر ما تلاش کنیم، دولت ما تلاش کند و منابعی که در دنیا وجود دارد یک‌جوری تغییر بکند و جهتش به یکی از این دو ساحت برود آن‌وقت می‌تواند دوگانگی را بسیار زیاد یا کم کند. یعنی ما احتمال دستیابی به یک مساله اقتصادی داریم که اگر فاصله زیاد شود می‌تواند تبدیل به یک شکاف عمده شود و میان این نیروهای دوساحتی قدرت و رقابت ایجاد شود و نهایتا یکی از صحنه خارج شود و اثرات آن در حوزه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی قابل ملاحظه خواهد شد.
‌‌در همین مساله اخیر که اشاره کردید (بحران ارز و سکه) دولت یک سکوتی کرد، حالا یکسری افراد هم حرف‌های نسنجیده‌ای زدند. این سکوتی که به مدت طولانی هم ادامه پیدا کرد و آن حرف‌هایی که زدند به‌نظر شما تا چه حد در افکار عمومی و روانی مردم تاثیر داشت؟
دولت نیروی مهمی است. هرگونه عمل دولت در حوزه اجتماعی و سیاسی و اقتصادی اثرگذار است. همان‌طور که سکوتش مهم بود مداخله‌گری‌اش هم مهم بود، اینکه با چه نیتی عمل کرد هم باید دولت بگوید و هم کسانی که داور رفتار دولت هستند. آیا این رفتار براساس سیاست بود؟ که اینها حرف‌هایی است که می‌زنند یا متوجه نیست و کار از دستش در رفته بود. احتمال همه اینها هست. یک عده هم می‌گویند دولت بد محاسبه کرد. اگر هرکدام از اینها را در نظر بگیریم در اتفاقاتی که افتاد بی‌تاثیر نبود. آن اتفاقی که در عرصه سکه و ارز افتاد می‌توانست زمینه‌های شکل‌گیری مساله توزیع اقتصاد را هم فراهم بکند البته اگر عواملی که در منابع اقتصادی مداخله‌گری می‌کنند همچنان زمینه‌ساز مساله می‌شدند.
در زمینه رفتار دولت (من از افراط‌گویی و افراط‌گری‌ها اجتناب می‌کنم) همه می‌گفتند دولت این کار را کرد برای اینکه خودش را نشان دهد. یا اینکه یک عده گفتند دولت این کار را کرد برای اینکه سرمایه هنگفتی را به دست بیاورد من هیچ‌کدام از این دو را همه واقعه نمی‌دانم. اینها مهم است، بالاخره پولی اندوخته شد، یک سکه فروش رفت و یک دلاری را دولت فروخت و یک پولی را جمع کرد و از آن طرف هم دولت نشان داد که اگر مدیریت نکند چه می‌شود و در واقع قدرتش را نشان داد. ولی چیزی که ما کمتر به آن توجه می‌کنیم اثر کمبود منابع است، چرا که منابع ما محدود است. ما منابع ارزی کم داریم و دنیا دارد دستیابی ما را به منابع محدود می‌کند. ما در حوزه سیاسی به سرعت حاضر نیستیم بپذیریم ما به زبان خودمان داریم می‌پذیریم. اروپا دارد می‌گوید ما نفت شما را تحریم می‌کنیم، وزیر نفت ما بعد از سه، چهار هفته می‌آید می‌گوید ما نفت به اروپا نمی‌فروشیم. اشکال ندارد بالاخره بازی سیاسی و حاکمیت و نظام سیاسی باید بازی خودش را بکند، درصورتی که اروپا می‌گوید ما در آینده از تو نمی‌خریم، بعد وزیر نفت می‌گوید ما دیگر نمی‌فروشیم. در هر دو صورت فرقی نمی‌کند، اثر اقتصادی‌اش سر جای خودش هست چه ما نفروشیم، چه اروپا از ما نخرد و ما بگوییم به شما نمی‌فروشیم در هر صورت چیزی به نام محدودیت منابع به وجود می‌آید. محدودیت منابع جمعیتی کثیری را دچار مشکل می‌کند، سپس این اختلال در ساخت نظام حقوقی و سیاسی و مبادلات تجاری در روند ماجرای اقتصادی ایران اتفاق می‌افتد و بعد شما به طور طبیعی افزایش نرخ طلا و ارز و از آن طرف افزایش قیمت‌ها و کمبود منابع را می‌بینید. من از اینها 70 درصد سهمش را برای تحریم می‌گذارم و 30 درصد آن را می‌گذارم برای بازیگری دولت و گروه‌های دیگری که اینجا وجود داشتند نه بالعکس که بگوییم 70 درصد را دولت بازی کرده و 30 درصد تحریم وجود داشته به دلیل اینکه دولت بیش از اقدامش نتوانست جلوتر برود.‌‌این وضعیت اقتصادی که ممکن است به وجود بیاید و به‌نوعی هم به وجود آمده چه تاثیری روی مردم دارد؟ دو عرصه در جامعه هست که اتفاق رخ‌داده در آن سریع اثرات خودش را نشان می‌دهد، یکی عرصه اقتصاد و یکی عرصه سیاست و اتفاقات رخ‌داده در این دو عرصه اثراتش بیشتر از حوزه‌های دیگر است. مثلا فرض کنید در دولتی یک مرتبه اختلاس صورت بگیرد یا کسی در دولت خطایی بکند یا یک چرخش عجیب سیاسی رخ بدهد. این اثراتش را در کل نظام اجتماعی به سرعت نشان می‌دهد. در عرصه اقتصاد هم که به زندگی همه مردم مربوط است همین‌گونه است. مثلا فرض کنید وقتی مردم عادت کردند که سبد مصرفی میوه‌شان موز 1500 تومانی باشد یک دفعه موز بشود پنج هزار تومان سریعا دیده می‌شود. مثلا پیاز 500 تومانی بشود هزار تومان دیده می‌شود. اینها چیزهایی است که به سرعت اثر خودش را می‌گذارد. اول اثراتش را در خود اقتصاد می‌گذارد اگر چنانچه افراد نتوانند در حوزه اقتصاد عقلانی رفتار بکنند و با همان الگوهای پیشین عمل بکنند فشار می‌آورد به حوزه اجتماعی و به حوزه سیاسی. ولی اگر جامعه بتواند مدیریت بکند و با کمبود منابع کمتر مصرف کند نمی‌تواند به رفتار سیاسی و رفتار اجتماعی تبدیل بشود. اگر چنانچه جامعه کمبود مصرف و تغییر الگوی مصرف را دنبال بکند اتفاقا به مساله سیاسی و اجتماعی نمی‌رسد و اقتصاد خودش را سروسامان می‌دهد. من تصور می‌کنم جامعه آمادگی اینکه یک چنین تغییری را در الگوی مصرفش فراهم بکند ندارد و اصلا به مخیله‌اش هم نمی‌رسد. این است که به سرعت می‌تواند در عرصه اقتصاد مشکل محدودیت و تغییر منابع اقتصادی و افزایش قیمت تاثیر خودش را در رفتار اجتماعی و فرهنگی و روحیات مردم بگذارد.‌‌چه اثراتی؟ تاثیر روانی آخرین مرحله اثرگذاری است. همان‌طور که گفتم سیاست و اقتصاد اولش است بعد اجتماع و فرهنگ است و آخرش مساله روانی است. آیا این مشکل را باید نتیجه مسایل اقتصادی امروز دید؟ خیر این محصول اتفاقات 30-20 سال گذشته است. در 30-20 سال گذشته ما کارهایی کردیم و این حالات روحی-روانی که برای جامعه ما ایجاد شده پیش آمده است.  مثلا اتفاقی که در جامعه ما افتاده فردگرایی افراطی، منفعت‌گرایی افراطی و خودخواهی افراد بوده و نیازهای شخصی از نیازهای جمعی بیشتر بوده است. به همین دلیل چون آدم‌ها و نیازهایشان مهم‌تر شده‌اند و فردگراتر هم شده‌اند آن وقت در خود رفتن و حالات به هم ریختگی روحی-روانی بیشتر می‌شود. من نمی‌دانم جامعه ما فردا یا سه ماه دیگر چه واکنشی در باب این محدودیت منابع از خودش بروز خواهد داد، شاید حوزه سیاسی رفتارش را عوض کند و اجازه ندهد که این ماجرای محدودیت منابع به وجود بیاید، دوم اینکه ممکن است جامعه آماده شود و با محدودیت منابع رفتار اقتصادی‌اش را عوض کند، سوم اینکه ممکن است این جامعه ظرفیت هزار بار خیس شدن را هم داشته باشد و اثرات روحی و روانی نداشته باشد و چهارم اینکه ممکن است به دلیل آن زمینه پیشینه‌ای که با عنوان عدم آمادگی و کاهش اعتماد اجتماعی که وجود دارد اتفاقی بیفتد تحت عنوان افزایش چیزی به نام بیماری‌های روحی-روانی. این آسیب‌های روحی و روانی می‌تواند در مرحله اول انزوا ایجاد کند و در مرحله دوم باعث ایجاد برخوردی هیجانی خواهد شد. چون آدم‌هایی که منزوی هستند همیشه تابع نیستند و بعضی مواقع برخوردهایشان هیجانی خواهد بود.
‌‌مسوول اصلی و اولیه‌ای که بتواند رفتار اقتصادی و حتی اجتماعی مردم را تغییر دهد به نظرتان مسوولان دولت نیستند؟ بله، اولش مسوولان هستند ولی همه آن مسوولان نخواهند بود. بستگی به این دارد که ما از این ماجرا چه تعبیری ارایه دهیم. آیا به عنوان یک پدیده ملی نگاهش می‌کنیم، یا یک پدیده دولتی؟ اگر جامعه حس کند که این اتفاق مال دولت است، می‌رود دنبال کار خودش و مسوولش هم دولت می‌شود چون دولت هم نمی‌تواند آن را به تنهایی جمع کند و گرفتاری‌های دیگر را خواهیم داشت ولی اگر تعبیر بشود به ماجرای ملی، دولت خودش می‌شود بخشی از این ماجرای ملی و نیروهای دیگر اجتماعی هم می‌توانند مداخله کنند و آن وقت ما چیزی به عنوان شرایط گذر از مساله را پیدا می‌کنیم. پس برای اینکه ما از مساله دولت و حکومت گذر کنیم و مساله به مساله ملی تبدیل شود نیاز به آدم‌های ذی‌نفوذ و آدم‌های مورد اعتماد دارد و آدم‌های متفاوت باید به میدان بیایند. دوم اینکه گروه‌های اجتماعی متعدد هم باید این را بپذیرند و نکته سوم مجموعه شرایطی است که وجود دارد. طبق تجارب جهانی، وقتی کشوری با تهدید خارجی مواجه می‌شود باید در داخل اعلام وحدت بکند. به عنوان مثال اگر در خانه با همسرتان مشکلی پیدا می‌کنید، نمی‌توانید در خانه دعوا داشته باشید بعد با همسایه هم دعوا داشته باشید. لازمه‌اش این است که داخل خانه آشتی باشید تا حساب دشمن را برسید، بعد که حساب همسایه را رسیدید بیایید ببینید چه کسی مقصر است و چه کسی مقصر نیست. یکی از اصلی‌ترین شرایط موازنه مناسبات اجتماعی درون با رابطه سیاسی بیرون است. بنابراین اگر این امر به همراه دو شرط پیشین یعنی افراد ذی‌نفوذ و مشارکت همه گروه‌های اجتماعی وجود داشته باشد آن وقت امر سیاسی یا بحران اقتصادی دولتی نمی‌شود و معطوف به حکومت نخواهد بود بلکه معطوف به کلیت نظام اجتماعی می‌شود و اینجاست که یک انسجام اجتماعی، وفاق اجتماعی، مشارکت اجتماعی و اقدام اجتماعی برای گذر از این ماجرا پیش می‌آید. حتی اگر این ماجرا 10ساله باشد.
‌‌پس یعنی معتقد هستید که ابتدا در داخل باید شرایط را هموار کرد؟
ما باید در داخل از اتفاقاتی که هست تعبیر اجتماعی و فرهنگی بکنیم تا تعبیر سیاسی.
وقتی تعبیر سیاسی می‌کنیم نمایندگی‌اش را دولت و گروه‌های سیاسی می‌کنند بعد هم جامعه می‌گوید سیاسی است، متعلق به سیاستمداران است، متعلق به دولت است به من چه و کار خودش را می‌کند، ولی اگر تعبیر اجتماعی و فرهنگی، هویتی، ملی، دینی بکنیم و جامعه هم بپذیرد فشار و اثرات روحی و روانی‌ کم می‌شود و ساحت بحرانی پیدا نمی‌کند. اتفاقا انسجام اجتماعی به وجود می‌آید و یک حرکت دیگری در نظام اجتماعی می‌آید برای اینکه از این بحران گذر کند.
‌‌شما گفتید وقتی پای دشمن خارجی به میان می‌آید مردم می‌توانند در داخل احساس وحدت ‌کنند. این اتفاق در گذشته در جامعه ما رخ داده،
چرا الان کمتر است؟ مثلا در بحران سکه و ارز همه در پی رقابت و حذف هم بودند؟
علتش این است که در جامعه ما فردگرایی خیلی افراطی و مصرف‌گرایی اتفاق افتاده، توجه به خود پیش آمده و ما یک‌ جوری از منافع ملی گذر کرده‌ایم. جامعه‌مان به منافع ملی آنگونه که باید اعتنا ندارد. به حوزه سیاست بی‌اعتنا شده است و به گروه‌های سیاسی بی‌اعتنا شده‌اند. وقتی چنین شرایطی پیش آمده آن‌وقت دشمن هم که می‌آید به عنوان یک خطر جلوه نمی‌کند، بعد دشمن دوگانگی جامعه را زیاد می‌کند با عده‌ای همسو می‌شود و با عده دیگر دشمن می‌شود و اتفاقی که در ایران افتاده این است که دشمن با عده‌ای همسو شده و دوگانگی در نظام اجتماعی را بیشتر کرده است. اما ما باید در جامعه از این دوگانگی گذر کنیم نه اینکه گروه رقیب‌مان را مخاطب قرار دهیم باید جهت عمل‌شان را تغییر دهیم، روش خودمان را تغییر دهیم، تعبیرمان را در مورد جامعه تغییر دهیم. لازمه آن، آن سه شرطی است که گفتم. آن وقت چه موقع می‌تواند انجام شود؟ در یک اقدام جمعی و ملی می‌تواند اتفاق بیفتد. در چه متنی؟ متن رسانه، متن فرهنگ، متن دین. آن وقت اینجاست که شما روشنفکران، سیاستمداران، رسانه‌چی‌ها و روحانیون کنار هم باید با هم به یک توافقی برسید. آن وقت ما می‌توانیم از دوگانگی گذر کنیم و به یک اکثریت اقلیت یا اکثریت بسیار زیاد دست پیدا کنیم.‌‌ پس معتقدید الان ما انسجام اجتماعی مطلوبی نداریم؟نه، نداریم. ما در یک گروه‌های خاص انسجام داریم. مثلا آدم‌ها با همفکران خودشان که می‌نشینند احساس همبستگی بالا می‌کنند و فکر می‌کنند کل جامعه دارای همبستگی بالاست. ما باید فراتر از گروه‌های خودمان را پیدا بکنیم. به فرض اگر از دید جامعه‌شناسی نگاه می‌کنیم مثلا کالینز می‌گوید شما آدم‌ها را دارید در گروه‌های اجتماعی متفاوت، این گروه‌های اجتماعی به دلیل بیگانه با هم منسجم هستند بعد با گروه‌های دیگری پیوسته می‌شوند و بیگانه‌های متفاوت پیدا می‌کنند تا یک ملت به وجود می‌آید. اساسا جامعه ما استعداد تکثر به لحاظ گروه‌های اجتماعی و حوزه‌های متفاوت را دارد.‌‌چرا؟ به دلیل اینکه جامعه، جامعه قوی است. جامعه خوبی است. جامعه دارد رشد می‌کند بعد خودشان با همدیگر پیوندی عمل می‌کنند و قوی می‌کنند. در واقع چون ما یک جوری سیاسی با جامعه برخورد کردیم دوگانه‌اش کردیم، بیشتر داریم به سمت دوگانه کردنش می‌بریم. در صورتی که اگر رهایش کنیم حالت گروه‌های متکثر به هم پیوند‌خورده را پیدا می‌کند و عنصر وحدت ملی از داخل آن درمی‌آید. آن وقت دشمن می‌تواند یک پدیده واحد باشد برای اکثریت جامعه.
‌‌شما بحث احتمال عدم انسجام اجتماعی را مطرح کردید این درحالی است که یک‌سری از افراد صاحب نظر هم در مورد میزان اعتماد موجود در جامعه دچار تردیدند و علت بخشی از آن را عدم عملی شدن برخی وعده‌ها می‌دانند، می‌خواهم بدانم نظر شما چیست؟
جامعه نسبت به بعضی از گروه‌های سیاسی اعتمادش کم است.
اگر سلب اعتماد باشد جامعه دچار فروریختگی می‌شود. نه، جامعه ما دچار کمی اعتماد شده است. به همین دلیل است که دولت الان کانون جامعه شده و همه چیز را به دولت معطوف می‌کنند. به همین دلیل است که در مرحله دوم گروه‌های سیاسی نیاز به رقیب دارند تا بتوانند خودشان رشد کنند و وقتی رقیب حذف می‌شود خودش رقیب خودش را تولید می‌کند. شما نگاه کنید ماجرای گروه انحرافی در همین دولت درآمد، به دلیل اینکه رقیبش کنار گذاشته شد. بعد به طور طبیعی خودش، خودش را دچار مساله و اختلال ایجاد کرد. تازه اگر گروه انحرافی هم از آن خارج شود دوباره این دولت خودش علیه خودش گروه تولید می‌کند. به دلیل اینکه نیاز دارد با یک کسی گفت‌وگو کند تا ارتقا پیدا کند. آدم وقتی که تنها شود قدرت تکلم را از دست می‌دهد یا با خودش حرف می‌زند. وقتی شما می‌آیید برای یک گروه سیاسی کانون می‌گذارید و رقبایش را کنار می‌گذارید و تنهایش می‌کنید انسجامش را از دست می‌دهد کمااینکه دولت این اتفاق برایش افتاد. این اتفاق دوباره هم می‌تواند بیفتد و تنها راه جلوگیری از آن این است که فرد دیگری برای گفت‌وگو وجود داشته باشد. دیگری مثل خودت نمی‌شود. شما با مثل خودت نمی‌توانی حرف بزنی. باید متفاوت باشد وقتی متفاوت بود شما از خودت مراقبت می‌کنی. در این رابطه توافقی حیات پیدا می‌کند، جامعه شاداب می‌شود و شادابی از اینجا درمی‌آید. شادابی از زشتی و زیبایی درمی‌آید، نه از زیبایی تنها. جامعه ما و دولت ما و حوزه سیاسی ما یک چنین اشتباهی کرد و الان این مسایلی که می‌بینیم پیدا شده، راهش این است که دموکراسی بالاتری داشته باشیم.
 

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

[ سه شنبه 9 اسفند ماه سال 1390 ] [ 16:36 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]


 پس ولایت از عدالت بالاترست!؟ ...

 

برای مرجع روی عنوان کلیک کنید



   عبرت نیوز:
در پی انتشار سخنان حجت الاسلام پناهیان علیه دکتر علی مطهری در سایت رجانیوز و عدم درج پاسخ وی، دفتر آقای مطهری متن زیر را برای بازتاب ارسال کرده است:
 پاسخ ذیل ابتدا برای سایت رجانیوز ارسال گردید، ولی این سایت علیرغم قول اولیه از انتشار آن امتناع ورزید و پس از تعلل های بعدی، آن را منوط به پاسخ آقای پناهیان کرده و در نهایت نیز زمانی برای انتشار این متن معین نکرد. متن کامل پاسخ علی مطهری به پناهیان بدین شرح است:
سردبیر محترم سایت رجانیوز
بخشهایی از سخنرانی حجت الاسلام پناهیان در مطلبی تحت عنوان «پاسخ به ادعای مطهری» در آن سایت منتشر شده است. خواهشمند است پاسخ زیر عینا منتشر گردد.
جناب پناهیان گفته اند:
«برخی از نمایندگان اصول‎گرای مجلس که از حداقل درایت سیاسی برخوردار نیستند، می گویند که مجلس نباید تابع اشارات رهبری باشد، بلکه فقط باید تابع فرامین و حکم حکومتی باشد! در حالی‌که مجلسی که چنین باشد، به نقطه امید دشمن تبدیل خواهد شد و امنیت و اقتدار کشور را کاهش خواهد داد.
به نماینده اصول‌گرا می گوییم چرا رسانه بیگانه سخنان تو را پخش می‎کند، می گوید من نمی‎دانم چرا این‎کار را می کند! ما باید ببینیم مواضع کدام یک از نامزدها در بی بی سی با اشتیاق پوشش داده می شود و به این افراد رای ندهیم».
با گذشت از تعبیر توهین آمیز ایشان که کاش لااقل حرمت لباسی را که پوشیده اند نگه می داشتند، در اینجا در سه بخش به ادعاهای ایشان پاسخ می دهم.
بخش اول: تفسیر خودساخته آقای پناهیان از ولایت فقیه
 با تعبیر ایشان که «مجلس نباید تابع اشارات رهبری باشد» و این تعبیر را به اینجانب نسبت داده اند، نوعی بی اعتنایی بنده به رهنمود های رهبری به مخاطب القا شده است. سخن من دربارۀ ولایت فقیه که بارها تأکید کرده ام، حاوی دو نکته اساسی است: اول آن که برای طرح هر موضوعی در مجلس لزومی ندارد ابتدا از نظر موافق رهبری اطمینان حاصل کنیم تا مجلس به یک موجود دست و پا بسته تبدیل شود. بله، اگر رهبری لازم دیدند در مورد مسأله ای امر یا نهی کنند صد در صد اطاعت می کنیم. دوم آن که اگر رهبری نظری (غیر از موارد حکم حکومتی) در باب مطلبی ارائه دادند - گرچه معمولا با توجه به تجربیات و بینش های رهبری راهگشاست - اما هیچ ایرادی ندارد که کسی نظر مخالفی ابراز کند و الا باید حتی مشاور عالی داشتن رهبری را امری ضد ولایت فقیه تلقی کنیم!
نه فقط در مورد ولی فقیه بلکه حتی در مورد معصومان هم چنین است،
یعنی پیامبر (ص) و ائمه علیهم السلام نه تنها اجازه طرح نظر مخالف را می داده اند، بلکه گاهی آن را می پذیرفته اند.
داستان حباب بن منذر از مسلمات تاریخ اسلام است. وقتی مسلمانان به جنگ بدر می رفتند، پیامبر(ص) به تشخیص خود لشکر اسلام را در نقطه ای فرود آورد. مرحوم حجت الاسلام دکتر آیتی که به تعبیر شهید مطهری بهترین متخصص در تاریخ صدر اسلام است، در کتاب تاریخ پیامبر اسلام چنین نقل می کند:
«حباب بن منذر گفت: ای رسول خدا! آیا خدا فرموده است که در اینجا منزل کنیم و پیش و پس نرویم، یا از نظر تدبیر جنگ هر جا که شایسته باشد، می توان فرود آمد؟ رسول خدا فرمود: نه، امری در کار نیست، باید طبق تدبیر و سیاست جنگ رفتار کرد. حباب بن منذر گفت: اگر چنین است اینجا جای مناسبی نیست، بفرمای تا سپاه اسلامی پیش روند و در کنار نزدیکترین چاه به دشمن فرود آیند. رسول خدا پیشنهاد وی را پذیرفت و دستور داد تا سپاهیان اسلامی در کنار نزدیکترین چاه به دشمن فرود آمدند» (تاریخ پیامبر اسلام، ص 259).
 از جناب پناهیان تعجبی نیست که از این جریانات تاریخی در منابر خود نگویند. تعجب آن است که تا آنجا در تفسیر ولایت فقیه بیراهه روند که صریحا بر خلاف مبانی علم کلام در شیعه و
با روشی «اشعری مسلک» می گویند «ولایت از عدالت بالاتر است!». هر طلبه مبتدی که اندک معلومات کلامی داشته باشد، می داند که شیعه بر اساس حسن و قبح عقلی نمی پذیرد که حتی در مورد خداوند بگوییم که عدل آن است که خداوند انجام می دهد بلکه باید گفت چون عدالت است خداوند انجام می دهد.
دلایلی که ایشان در توجیه بالاتر بودن ولایت از عدالت آورده اند، به غایت سست و قیاس مع الفارق است. از جمله اینکه چون ایراد مالک اشتر به امیرالمؤمنین (ع) - که معصوم بوده و فعلشان حجت است - در مورد منصب دادن به ابن عباس بر مبنای توهم عدالت خواهی مالک اشتر بوده،
پس ولایت از عدالت بالاتر است! این در حالی است که خود آیت الله خامنه ای در سفر اخیر به کرمانشاه طبق گزارش موجود در سایت ایشان «با اشاره به مغالطه عده‌ای در تعبیر حضرت امام مبنی بر ولایت مطلقه فقیه، خاطرنشان کردند: آنها سعی کردند نظر امام را به معنای بی‌اعتنایی ولایت فقیه به قوانین تفسیر کنند، اما امام بزرگوار ملت، ضمن تأکید بر ولایت مطلقه فقیه ، خود بیشتر از همه به رعایت قوانین، اصول، مبانی و جزییات احکام شرعی مقید بود.» تأکید رهبر انقلاب بر التزام رهبری به «قانون» است ولی ولایت فقیه به تقریر آقای پناهیان حتی در چارچوب «عدالت» هم نمی گنجد!
در اینجا مجال بررسی دیگر استدلالهای مشعشع جناب پناهیان بر اصل بودن ولایت نسبت به عدالت نیست ولی
ممکن است این پرسش برای برخی خوانندگان پیش آید که اگر این حرفها این قدر سست است، چرا هیچ یک از علما در نقد آن سخنی نگفتند با آنکه از تلویزیون هم پخش شد.
پاسخ روشن است:
معرکه تبلیغاتی به دست رجانیوزها و کیهان هاست. قبل از آنکه بفهمند و یا بدانند ناقد چه گفته، همین قدر که مطلع شوند حرف امثال آقای پناهیان را تکرار نکرده در مدت یک روز نه تنها فرد، متهم به ضدیت با ولایت فقیه می شود بلکه جمعیت خودجوش! نیز در مقابل منزلش سبز می شود.
 

بخش دوم: جنجال و شادی دشمن، تنها ملاک نیست
 وارد بخش دوم استدلال جناب پناهیان می شوم که هر گاه دشمن مطلبی را با آب و تاب نقل کرد معلوم می شود آن سخن یا عمل غلط بوده است. پس با توجه به تصویر زیر جای شکرش باقی است که جناب پناهیان یک بار هم که شده جانب عدالت را گرفته و ناخواسته حمله به خانۀ سردار علایی را محکوم کرده اند. این هجوم برای مدت مدیدی پر بیننده ترین خبر بی بی سی را تأمین کرده بود.
 مثالها از این دست بی شمار است. آیا جناب پناهیان ندیدند همۀ رسانه های دشمن چگونه حکم حکیمانۀ حکومتی رهبر انقلاب در لغو عزل وزیر اطلاعات را ناشی از اختلاف در بالاترین سطح حکومت دانسته و جنجال خبری به راه انداخته و شادی ها کردند؟ آیا ایشان با همین استدلال این اقدام نجات بخش رهبر بزرگوار انقلاب را هم – که نمونه بارزی از ایستادن در برابر استبداد بود - محکوم می فرمایند؟!

بخش سوم: سخنی با برخی جوانان پاک و انقلابی

اما سخنی با برخی جوانان حزب اللهی.
شهید مطهری در کتاب علل گرایش به مادیگری یک علت مهم روگرداندن غرب از دین و مذهب را تصویر غلط از رابطه حاکم با مردم می داند. سخن من دقیقا همان حرف شهید مطهری است، اما افسوس که برخی جوانان پاک و انقلابی می پندارند امثال آقای پناهیان درک عمیقی از معارف اسلامی داشته و به جای خواندن کتب شهید مطهری معلومات خود را از منابر این چنینی می گیرند.  شهید مطهری می نویسد:
«عده ای در استدلالهای خود برای اینکه پشتوانه ای برای نظریات سیاسی استبداد مآبانۀ خود پیدا کنند به مسألۀ خدا چسبیدند و مدعی شدند که حکمران در مقابل مردم مسئول نیست، بلکه او فقط در برابر خدا مسئول است ولی مردم در مقابل حکمران مسئول اند و وظیفه دارند. مردم حق ندارند حکمران را بازخواست کنند که چرا چنین و چنان کرده ای؟». (مجموعه آثار ج1، ص 553)
 آنگاه شهید مطهری به کلام امیر المؤمنین(ع) استناد می کند (این از همان فرازهایی است که یافتنش در سخنرانی های جناب پناهیان آسان نیست):
 « حق تعالی با حکومت من بر شما برای من حقی بر شما قرار داده است و شما را همان اندازه حق بر عهده من است که مرا بر عهدۀ شماست.  حق همواره دو طرفی است؛ کسی را بر دیگری حقی نیست مگر اینکه آن دیگری را هم بر او حقی است. و اگر کسی باشد که بر دیگران حق دارد و دیگران بر او حقی ندارند او تنها خداست و آفریدگانش را چنین مزیتی نیست، زیرا او بر بندگانش توانایی و قدرت دارد و قضای گوناگون او جز بر عدالت جاری نمی گردد» (نهج البلاغه، خطبه 207 . در اینجا هم می بینیم نکته پیشین که کار خداوند هم در چهارچوب عدالت است در جملۀ آخر مورد تأکید حضرت است و ایشان حتی در مورد خداوند و یا الوهیت نمی فرماید فوق عدالت است! چه رسد به ولایت).
با وجود تأکید امیرالمومنین بر دو طرفه بودن حق، آیا هرگز دیده ایم امثال آقای پناهیان و یا جبهه پایداری یک بار هم که شده درباره «حق مردم بر ولی فقیه» سخن بگویند؟
 آری، هم ضد انقلاب و بی بی سی و هم امثال جبهۀ پایداری و جناب پناهیان هر دو ولی فقیه را فردی جلوه می دهند که نمی توان در برابر سخن او حرفی زد. با این تفاوت که گروه اول مغرضانه ولی فقیه را فردی مستبد و ظالم معرفی می کنند و گروه دوم با بی توجهی ولایت فقیه را تا حد استبداد عادل تنزل می دهند.
این تنها برخی فرمایشات پیامبر(ص) و امیر المؤمنین(ع) نیست که در سخنان جناب پناهیان اثری از آن پیدا نمی شود، بلکه هر گاه مطالبی از رهبر بزرگوار انقلاب به مذاق جناب ایشان خوش نیاید نمودی در سخنانشان پیدا نمی کند.
 بی شک هر مریدی ابتدا در رفع «خون دل» مرادش می کوشد، حال عدالت بالاتر از ولایت باشد یا پایین تر. وقتی ولی فقیه عادل فرمودند قضیه حمله به کوی دانشگاه دل انسان را خون می کند، ایشان چه میزان پیگیری فرمودند؟ در تبیین سخنان بسیار روشنگرانه رهبری در سفر کرمانشاه دربارۀ ولایت فقیه چقدر کوشیدند؟ آنجا که گفتند: «نمایندگان مجلس و مسئولان قوه قضاییه با اختیارات کامل و قانونی، وظایف خود را انجام می‌دهند و ممکن است تصمیماتی بگیرند که رهبری با آن مخالف باشد اما رهبری نه حق دارد نه می‌تواند و نه قادر است که در این مسائل دخالت کند مگر در جایی که اتخاذ سیاستی، به کج شدن راه انقلاب منجر می‌شود که طبعا در این هنگام به مسئولیت‌های خود عمل خواهد کرد».
باید هشیار بود که وقتی کسانی به طرزی غیرمعمول جایگاه ولایت فقیه را بالا بردند (جایگاهی که هیچ یک از بزرگان و از جمله رهبر انقلاب آن را نمی پذیرند) و بیش از اندازه «ولایت، ولایت» کردند شاید انگیزه هایی از جمله دو مورد زیر در کار باشد:
 افرادی هستند که پرونده های رسیدگی نشده دارند و می خواهند در جامعه حالتی روانی به وجود آورند که نام آنان یادآور ولایت فقیه باشد و هر نوع مخالفت با آنان نفی رهبری تلقی شود تا بلکه بتوانند از این طریق از به جریان افتادن پرونده هایشان جلوگیری کنند.
 دومین گروه، کسانی هستند که در شرایط کنونی می خواهند از طریق مبالغه در جایگاه ولایت فقیه، با استفاده از احساسات پاک جوانان انقلابی پست و مقامی برای خود دست و پا کنند و البته خوشبختانه جناب پناهیان از هیچکدام از دو گروه فوق نیستند.
من جوانان پاک و مؤمنی را که خالصانه بنده را ضد ولایت فقیه معرفی کرده و گاهی از توهین مستقیم و چشم در چشم نیز فروگذار نکرده اند، بخشیده و خواهم بخشید، اما از آنان تقاضا دارم به جای حرفهای سطحی به دنبال مطالعه عمیق باشند. آن گاه روشن خواهد شد که آیا ولایت فقیه آن چیزی است که شهید مطهری می گوید و در کلام رهبر بزرگوار نیز وجود دارد یا آنچه برخی فتنه بازان به خورد جوانان پاک و انقلابی می دهند.
خود قضاوت کنید: ما در اسلام حق داریم از عملکرد خداوند پرسش کنیم که مثلا چرا فلان کودک معلول به دنیا آمد؟ چرا در عالم، شر وجود دارد؟ از عملکرد پیامبر(ص) پرسش کنیم که چرا حضرت، همسران متعدد داشتند؟ درباره عملکرد امامان معصوم پرسش کنیم که چرا امام حسن (ع) صلح کرد و چرا امام رضا (ع) ولایتعهدی مأمون را پذیرفت ؟ شیعه که مکتبی عقل گراست به این پرسشها افتخار کرده و آن را تضعیف الوهیت، نبوت و امامت نمی داند. اما نوبت به ولایت فقیه که می رسد یکدفعه افرادی مانند آقایان پناهیان، روانبخش، رسایی و بی ریا در قامت اسلام شناس وارد شده ومی گویند فقط از اطاعت مطلقه حرف بزنید و طرح هر پرسشی تضعیف و بلکه ضدیت با ولی فقیه است!
 علاقه من به نظام و ولایت فقیه از این افراد اگر بیشتر نباشد کمتر نیست. من پیکر در خون غلتیده و سر سوراخ شده پدر خود را که در بیست و یک سالگی دیده ام، همچنان در برابر چشم دارم. هنوز از یادآوری صحنه ای که دستان استاد از فرط ناراحتی از شنیدن سخنان آشوری (از بنیانگذاران فرقان) درباره قرآن می لرزید به خود می لرزم، اما نمی توانم درباره انحراف در تفسیر ولایت فقیه ساکت بمانم. من به فضل خداوند برای دفاع از نظام اسلامی و جایگاه واقعی ولایت فقیه که بزرگانی چون شهید مطهری و رهبر انقلاب در تبیین آن کوشیده و می کوشند و ثمره آن دیندار ماندن جوانان است، تهمتها را به جان خواهم خرید و تا زمانی که قلبم در سینه می تپد در صحنه خواهم بود.
1390/12/6

 تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی

 

[ دوشنبه 8 اسفند ماه سال 1390 ] [ 15:19 ] [ عـبـــد عـا صـی ] [ نظرات (0) ]

<< 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

علاقمند به انواع ادبیات ، موضوعات فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی ، مردمی ، و ...
آخرین مطالب
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 17633

بک لینک