|
روزگار خوش رجائی وُ حبیب-آقا دیگه خیال شده ... وبلاگی ادبی ، فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی ، و مردمی
|
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
خلاف واقع بود
این نماینگر نظام دموکراتیک است ...
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید رئیس مجلس شورای اسلامی در
واکنش به تذکرات و اخطارهای پی در پی نمایندگان به صحبتهای رئیس جمهور در صحن علنی
مجلس گفت: مجلس جای شوخی نیست، جای مسایل جدی و مهم است.
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
[ چهارشنبه 24 اسفند ماه سال 1390 ] [ 20:56 ] [ عـبـــد عـا صـی ]
[ نظرات (0) ]
انقدر از خجالت مردم خیس عرق نشید،نکنه ملت رو شب عیدی عزادار کنین! ...برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
در جلسه هیئت دولت در خصوص بررسی
و تصمیم مقتضی اقدام عاجل به عمل آید. تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
[ سه شنبه 23 اسفند ماه سال 1390 ] [ 22:30 ] [ عـبـــد عـا صـی ]
[ نظرات (0) ]
با آنکه خداوند رحیم است وُ کریم گندم ندهد بار، چو جـُو میکاری ... برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
[ دوشنبه 22 اسفند ماه سال 1390 ] [ 14:50 ] [ عـبـــد عـا صـی ]
[ نظرات (0) ]
با بهانه-های تکراری، بیش از اینبه شعور مردم توهین نکنید! ...برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
[ یکشنبه 21 اسفند ماه سال 1390 ] [ 19:30 ] [ عـبـــد عـا صـی ]
[ نظرات (0) ]
اصلا چه لزومی داشت که مردم بدانند!؟ ...برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
[ یکشنبه 21 اسفند ماه سال 1390 ] [ 15:44 ] [ عـبـــد عـا صـی ]
[ نظرات (0) ]
اینه کمک به مدیریت جهانی وَقدرت برتر جهان شدن!؟ ...برای مرجع روی عنوان کلیک کنید اختصاصی بازتاب: برملا شدن راز
قرارداد ترکمانچای ارزی با چین بعد از سه سال...سه سال قبل مطابق با یک قرار داد
عجیب وبی سابقه در تاریخ بانکی جهان ، دولت ایران درآمد حاصل از فروش نفت را نزد
دولت چین در اختیار این کشور می گذارد تا به عنوان ... تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
[ شنبه 20 اسفند ماه سال 1390 ] [ 17:05 ] [ عـبـــد عـا صـی ]
[ نظرات (0) ]
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
جعفریان، رسول تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
[ جمعه 19 اسفند ماه سال 1390 ] [ 19:59 ] [ عـبـــد عـا صـی ]
[ نظرات (0) ]
شما فحش تان را بدهید!!! ...برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
سیمین دانشور درگذشت
برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
(((
یکی از بهترین آثار ترجمه شده-ی ادبی را آن مرحومه بنام «داغ ننگ» ، اثر
"هاتورن" ، انجام داده که کاری-ست ماندگار در تاریخ ترجمه-ی ایران-زمین_
ع.ع ))) تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
[ جمعه 19 اسفند ماه سال 1390 ] [ 12:53 ] [ عـبـــد عـا صـی ]
[ نظرات (0) ]
روزى که احساس کردید می خواهید فشاربه مردم بیاورید، دارید دیکتاتور مىشویدبرای مرجع روی عنوان کلیک کنید امام خمینی(س) :«آن روزى که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد، انحراف از حیث قدرت-طلبى و از حیث مال-طلبى، در کشور در وزیرها پیدا شد، در رییس جمهور پیدا شد، آن روز بدانند که علامت این که شکست بخوریم، خودنمایى کرده، از آن وقت باید جلویش را بگیرند، رییس جمهورى که بخواهد سلطنت کند به این مملکت، خود مردم باید جلویش را بگیرند، مجلسى که بخواهد قدرتمندى نشان بدهد و آن مسایلى و آن افرادى که سابق در مجلس بودند، آن کارها را بکنند، خود مردم باید جلویش را بگیرند»وقتى مردم یک خدمتگزارى را نخواستند باید کنار برود رابطه حضرت امام با مردم یک رابطه سیاسى و یا مرحلهاى و گذرا و موردى نبود. ایشان به طور عمیق و اعتقادى به مردم بها مىداد. با نگرشى موحدانه و خداپسندانه بود که با مردم برخورد مىکرد، در عین این که معتقد بودند باید زمینههاى ارتقا و تعالى افکار مردم را حاصل آورد، اما در عین حال به آراى عمومى بسیار اهمیت مىداد و اگر سایر جوامع زمان امام و اندیشههاى بلندش را نه از پى غبار شیطنت و عناد و کینه و غرضورزى که خالص و زلال و واقعى درک مىکردند، در آن صورت به میزان اعتقاد و اهمیت امام به دموکراسى واقعى پى مىبرند و صد افسوس که چنین امکانى تاکنون حتى براى ارادتمندان آن زعیم حاصل نیامده است. بارها تاکید فرمودند که در هر شرایط نگهدارى این دو سو و کفه لازم و ضرورى است و بدون پشتیبانى مردم کارى از پیش نمىرود؛ همان طور که براى روى کار آمدن اصالت را به مردم مىدهد براى نخواستن فرد یا افراد هم اصالت را به نظر مردم مىدهد. به این جمل امام توجه فرمایید: «وقتى مردم یک خدمتگزارى را نخواستند باید کنار برود.» در جایى دیگر مىفرماید: «در هر صورت ما باید دنبال این معنا باشیم که مردم را نگه داریم و همین طورى که آقایان مىگویند بدون پشتیبانى مردم نمىشود کارى کرد.» پیرامون حضور مردم در صحنه مىفرماید: «همه اطلاع دارید که آن چیزى که براى همه ما لازم است این است که در فکر این باشیم که مردم را در صحنه نگاه دارید و این یک سرش بسته به دولت است و رییس جمهور و مجلس، یک سرش هم مربوط به خود مردم، اگر این طرف را شما نگه دارید، از ملتمان مطمئن هستیم که به حسب غالب و اکثریت آن طرف را حفظ مىکنند ...» اگر مردم را شریک خودتان نکنید، موفق نخواهید شد حضرت امام براى نگهدارى و حضور مردم در صحنه راه حل ارایه مىدهند. از جمله این که باید مردم را که خود در وزارتخانه-ها و ادارات به خدمت مشغولند در صحنه نگهداشت و با آنان به گونه-اى عمل نکرد که ناراضى باشند در آن صورت است که مردم از صحنه خارج مىشوند. همان اصلى که تحت عناوین دیگر چون جلوگیرى از ناراضى تراشى، بىتوجهى به مردم، فاصله گیرى از مردم ... نیز هشدار داده است. به عین سخنان امام توجه فرمایید: «... اما راجع به تجارت، راجع به صنعت، راجع به اینها اگر مردم را شریک خودتان نکنید، موفق نخواهید شد.» «اینها باید حال فکر این معنا باشند که مردم را داشته و یکى از راههایش این است که وزارتخانه-ها و ادارات یک جورى باشد که نارضایتى ایجاد نکند.» - امام امت بحث مردم و حضورشان در صحنه و فراز و نشیبهاى خاص انقلاب را به مراحل عمیق تر و باریکتر مىکشاند. تا آنجا که در فلسفه وجودى حضور مردم دقیق تر از یک جامعهشناس مسلط به روانشناسى اجتماعى راه حلهاى اجرایى و عملى بیان مىدارد. امام معتقد است که انقلاب از آن مردم بوده است و امروز هم قویترین پشتوانه انقلاب همان مردمند و صاحبان اصلى انقلاب را مردم مىداند. امام دقیق و باریک بینانه-تر از هر کس مىداند تا زمانى که این مردم انقلاب را مال خود ندانند، حافظ و پشتیبان آن نخواهند بود. امام مىفرماید: «امروز کارهایى که در ایران مىشود، کارهایى که مربوط به جمهورى اسلامى است، از باب این که مردم از خودشان مىدانند و جدا نمىدانند، هیج نهادى را از خودشان، از این جهت فعالند در کارها و ما باید هر چه بیشتر مردم را حفظ کنیم و مردم باید هر چه بیشتر در صحنه حاضر باشند.» این مردم بودند که افراد، به خصوص مسوولین را به جایى رسانده-اند نکته دیگر احترام مقرون به تواضعى است که از عبارات و بیانات امام نسبت به مردم مستفاد مىشود، احترامى که وقتى با شان و مقام امام به آن مىاندیشیم و در عباراتش فرو مىرویم در مىیابیم که بین آن امام، با برخى که هنوز در بستر تعلقات و حسابگرىهاى دنیوى اسیرند و هر چند ضعیف اما باد غرور و نخوت در سر دارند؛ فاصله بسیار است. برخوردى بىریا، صمیمانه آنهم از ابرمردى که در خمگرد هر نگاهش جهانى بهت موج مىزد و فریاد بلندش بر اندام استکبار لرزه مىانداخت و در ذهن هر شیداى موحدى که جان از مهر على زلال داشت، خصایل بلند انسانى الهى على را تداعى مىکرد. مردى که وقتى خنجر غضب از نیام خشم بیرون مىکشید یک تنه با تمام ابرقدرت ها در مىافتاد، همان مرد در برابر مردم مىفرمود: به من خدمتگزار بگویید بهتر است تا رهبر. اصولا افرادى که افق و فضاى دید محدودى دارند با دیدن یک حرکت کوچک انحرافى از سوى مردم مایوس مىشوند و چه بسا زیر لب یا در خفا از دست مردم ناله کنند، تلقىهاى محدود زاییده ظرفیت هاى محدود است. امام با مردم بسیار دوستانه و صمیمانه حرف مىزد. «مردم، مردم خوبى هستند، ما از مردم تشکر باید بکنیم، ما همه مرهون آنها هستیم.» افراد معمولى تا وقتى کارى دارند با زبانى آرام و نرم حرف مىزنند و به قول معروف هنگامى که گیرشان رفع شد و مشکلشان حل و به وادى مراد قدم نهادند، عقبه-ها و مصایب و مشقات را در فراخناى آسایش و لحظه-هاى رفاه و نعمت از یاد مىبرند این را اصل غفلت یا غفلت زدگى یا نسیان باید گفت. امام با وجودى که چندین سال دور از مردم بودند رفتار و سلوکشان با مردم بسیار صمیمى و آگاهانه-تر از کسانى بود که در بین مردم زندگى کرده بودند. بارها تاکید فرمودند که بار سختىها و مصایب انقلاب را مردم ستمدیده به دوش کشیده-اند، همیشه از دیدار مردم به خصوص قشر مستضعف احساس شوق و شادمانى مىکرد. امام خدمت به مردم را وظیفه شرعى مىدانست، و معتقد بود هر کس به هر اندازه که توان و وسع دارد باید به این مردم خوب خدمت کند. هرگز فراموش نکرد که این مردم بودند که افراد، به خصوص مسوولین را به جایى رسانده-اند، البته از جهتى باید گفت به طریقى بسیار ظریف خط مشى حکومتى و اصول سلوک و رفتار با مردم را به مجریان حکومتى فرا مىداد. اگر در یک کف ترازوى انقلاب مردم بودند که قطعا در آن سو امام بود و یاران صدیق و در خط امام، «براى این مردم ستمدیده خدمت کنید، این مردمى که شما را به اینجا رسانده-اند و اگر اینها نبودند حالا یا در حبسها بودید یا در قبرستانها، براى اینها باید خدمت بکنیم، هر کس به اندازهاى که مىتواند.» آنکه همه چیز است به دست آوردن رضاى خداست و آن به این است که رضاى مخلوق خدا را به دست بیاورید. نخست اینکه جلب رضایت مردم لازم است، همان گونه که پیامبر هم بدان اهمیت مىداد و دیگر اینکه تا مردم را نداشته باشى، تا با مردم رابطه تنگاتنگ و محکم برقرار نباشد نمىتوان آنها را به حق توجه داد این اصل را هم به مسوولین گوشزد مىکند که شما سرمشق واقعى و روشن را از پیامبر اکرم مىگیرید. از لا به لاى همین نصایح پدرانه برخى اصول تربیتى و سلوک حکومتى نیز استنباط مىشود: «آنکه همه چیز است به دست آوردن رضاى خداست و آن به این است که رضاى مخلوق خدا را به دست بیاورید.» در اهمیت جلب رضایت مردم مىفرمایند: «جلب نظر مردم از امورى است که لازم است. پیغمبر اکرم جلب نظر مردم را مىکرد، دنبال این بود که مردم را جلب کند، دنبال این بود که مردم را توجه بدهد به حق، شما هم به دنبال این معنا باشید.» «کارى باید بکنید که محبت مردم را جلب کنید، این هم رضاى خدا در آن هست.» دائما در نظرتان باشد که ما یک بنده خدایى هستیم که این مردم ما را به این محل رساندند ما براى آنها باید خدمت کنیم. حفظ وحدت و دعوت همیشگى مردم براى حضور در صحنه بى-تردید و اصل مهم و کارساز، هم در هر کار انقلاب و هم در تداوم آن بوده و خواهد بود. امام سعى داشت این مهم را لباس عمل بپوشاند که عظیمترین پشتوانه و سرمایه براى پیشبرد و نیل به اهداف بلند انقلاب حفظ مردم است، به صراحت مىفرمودند، بدون مردم در انجام کارى موفقیت حاصل نمىآید. از میان صدها شاهد و نمونه به برخى اشاره مىشود: «انقلابهایى که در دنیا مىشود، به یکى از این دو ابرقدرت متکى است ولى انقلاب مردم ما، انقلابى است متکى به خود مردم» ، جمعیت یا ملتى اگر بخواهند موفق باشند. علاوه بر این که براى خدا باید کار کنند و از دیگران چشمداشتى نداشته باشند باید با مردم باشند. بدون مردم نمىشود کار کرد و موفقیت حاصل نمىشود» ، «دائماً در نظرتان باشد که ما یک بنده خدایى هستیم که این مردم ما را به این محل رساندند ما براى آنها باید خدمت کنیم.» اصل قدر شناسى و تشکر از ایثار و زحمات و حضور بىدریغ این مردم بزرگوار همواره مورد توجه امام بوده است. به شواهد زیر توجه و تأمل فرمایید: «مردم را بپذیرید براى خودتان، بروید توى مردم، جدا نشوید از مردم، آنوقت این طور بود که مردم را نمىپذیرفتند، جدا بودند از مردم.» «پیروزى را براى ما و شما اینها به دست آوردند و اینها ولینعمت ما هستند و ما باید این معنا را در قلبمان احساس کنیم که با این ولینعمتهاى خودتان رفتارى بکنیم که خدا از آن رفتار راضى باشد.» «جدیت بکنیم که با مردم رفتارتان خوب باشد.» «اینها بندگان خدا هستند، با اینها رفتارمان خوب باشد»، «مردم دِین خودشان را به جمهورى اسلامى تاکنون ادا کردند، به تکلیف خودشان، مردم، عمل کردند، اشکال در ماست، باید ما جواب مردم را بدهیم.» باید بدانید در میدانى که قدم گذاشته-اید مواجه هستید با مشکلات بسیارى که تنها مقاومتتان نجاتتان خواهد داد «شما مردمى که با تمام وجود بر سر غرب و شرق جهانخوار شوریدید، شما عزیزانم به امید خدا پیروزید، شما مردم دلیر و آگاه سرمشقى هستید براى ملل زیر سلطه و باید بدانید در میدانى که قدم گذاشته-اید مواجه هستید با مشکلات بسیارى که تنها مقاومتتان نجاتتان خواهد داد.» - امام در بسیج و آگاهى ملت سایر کشورها رهنمودى کارساز مىدهد که اصل دولت ها نیست، اصل ملتهایند و ملتهایند که با حق موافقند. به رهنمود زیر بنگرید: «متوجه باشید که در هر جا زورمندان و دولتها با ما مخالف باشند، ملتها با ما موافقند باید اساس را مردم و فکر مردم قرار داد و باید به فکر مردم بود نه دولتها» در تعریف کوتاه ولى جامعى که از ویژگیهاى جمهورى اسلامى به دست مىدهد باز به حضور هماره مردم اشاره دارند. «... ملت وظیفه دارد که در جمهورى اسلامى پشتیبانى از دولتها بکند که به خدمت ملت هستند. اگر دولتى را دید که خلاف مىکند، ملت باید به او تودهنى بزند.» آنچه از فحواى کلام ایشان مىتوان استخراج کرد عمل به احکام اسلامى و خواست مردم است. جمهورى اسلامى یعنى این که رژیم به احکام اسلامى و به خواست مردم عمل کند اصل دیگر، اعتقاد به نیروى عظیم مردمى در پیشبرد اهداف و جلوگیرى از انحراف و تعدى و حق کشى و عصیان است که در واقع مکمل قبول داشت قانون حضور مستقیم مردم است. نکته یا کنایت ظریف رهنمود مذکور و معیار حقانیت افراد و دولت ها، عمل به احکام اسلام است و نه تنها مردمند که به عنوان سلاح و نیروى بازدارنده مىتوانند از خلافها جلوگیرى کنند. غیر از بیان و طرح کلى مذکور امام حتى به مصادیق و موارد کوچک هم مىپردازد. امام معتقد است اگر خداى ناکرده رییس جمهورى یا وزیر یا مسوول یا حتى مجلس، قدرت طلب، مال طلب، و منحرف از مسیر حق شدند، یا در دامن رفاه در غلطیدند، مردم را باید مستقیما به صحنه فرا خواند. «آن روزى که دیدید و دیدند که انحراف در مجلس پیدا شد، انحراف از حیث قدرتطلبى و از حیث مال-طلبى، در کشور در وزیرها پیدا شد، در رییس جمهور پیدا شد، آن روز بدانند که علامت این که شکست بخوریم، خودنمایى کرده، از آن وقت باید جلویش را بگیرند، رییس جمهورى که بخواهد سلطنت کند به این مملکت، خود مردم باید جلویش را بگیرند، مجلسى که بخواهد قدرتمندى نشان بدهد و آن مسایلى و آن افرادى که سابق در مجلس بودند، آن کارها را بکنند، خود مردم باید جلویش را بگیرند.» در موقعیت و شرایط دیگر مىفرمایند: «اگر چنانچه یک وقت خداى نخواسته وسوسه-اى پیش بیاید یا کسى باشد که بخواهد وسوسه-اى پیش بیاورد در خارج و داخل تضعیف کند دولت را و نگذارد که مسائل پیش برود و همه چیزهایى که باید موافق با اسلام باشد، پیش برود، مردم مواظبند و مطلعند و شناسایى مىکنند و سکوت نمىکنند.» «استفاده کنید از نیروهاى عظیم مردمى در بازسازى و بها دادن به مؤمنین انقلاب خصوصاً جبهه رفته-ها و ...» امام همواره رهبران و متفکران و خطبا و افرادى را که مردم از آنها حرف شنوى دارند بخصوص مسوولین و روحانیون بیدار را نسبت به ارشاد و هدایت مردم هشدار مىدهند. امام به خوبى مىدانند اگر نسبت به بیدارى و آگاهى مردم کوتاهى شود در اثر توطئه-ها و نیرنگ بازیها و صحنه-سازى و زمینه-چینى تدریجى دشمن، مردم را از صحنه و مسیر اصلى خارج کند و خداى ناکرده آنها را دلسرد و مأیوس و بدبین نماید، همان جنگ روانى که از سرمشقهاى دیگر استکبار و ستون پنجم آن است. اعتقاد به بینشهاى مردم امام در عین اینکه پیش از هر کس به بینش دینى و سیاسى و آگاهى مردم معتقد بود، اما هدایت و ارشاد مردم را نیز همیشه لازم مىدانست. به نمونه-هاى بیشترى مناسب این اصل نظر مىافکنیم. «مردم را با خطر آشنا کنید، با اخلاقى اسلامى آشنا کنید تا نتیجه بگیرید، ملت ما هم مادامى که همین حال را دارد همین حال راهیان کربلا را دارد، این رو به رشد مىگردد.» گمان کردند که حالا هم زمان قاجار است، حالا هم زمان پهلوى است که مردم بیدار نبودند. امروز زمان بیدارى مردم ماست، زمان هشیارى و شکوفایى ایمان است در این کشور. آقایان هم که از اهل علم و از علما هستید مردم را ارشاد کنید و اگر بناست که به جاهاى دیگر هم بروید، بروید به همه جا و مردم را ارشاد کنید و به آنها بفهمانید که مسئله مسئله عدل است. مسئله حکومت اسلامى است.» «باید مردم را روشن کنیم به کارى که کرده-اند، و سابقه نداشته، این کارى است که شما و ملت کرده-اید، نمونه است که در این سده-هاى اخیر به این شکل نبوده است که ملتى بخواهند خودش باشد و به آنچه که دارد بسازد و خودش را به جایى برساند که به دیگران احتیاج نداشته باشد، باید توده-هاى مردم به این کار بزرگ که کرده-اند آشنا بشوند، کار بزرگ است ولى زحمت زیاد دارد»، «خطبا تکلیف دارند که با خطبه و با صحبت مردم را بیدار کنند و حفظ کنند، علما و ائمه جمعه و جماعات با آن سنگرهایى که دارند مردم را در سنگر حفظ کنند و خود مردم هم بحمدالله حاضر هستند و ما باید از آنها تشکر کنیم و انصافا ما رهین این تودههاى بزرگوار هستیم که همه چیزشان را مىدهند و چیزى هم نمىخواهند». آن روزى که شما احساس کردید که مىخواهید فشار به مردم بیاورید بدانید که دیکتاتور دارید مىشود اصل مهم دیگر ذیل عنوانِ مردم و امام روحیه-شناسى مردم است. روانشناسىِ روحیات مردم توسط امام عجیب و شگفتآور است. از آنجا که امام به عنوان رهبر این مردم با مردم بوده است، از اوان جوانى با همین مردم کوچه و بازار زندگى کرده است، از شور و شوق این مردم و ارادت خالصانه آنها نسبت به اسلام و ولایت کاملا آگاهى دارد، از حضور و فریاد کربلایى این مردم در مراسم تاسوعا و عاشورا و سایر ایامالله دینى- سیاسى مطلع است. امام از دوران جوانى بارها از بلند منبر معرفت حقایق اسلام را به این مردم خوب درس داده است. طنین فریادها و شعارهاى یا مرگ یا خمینى را از خرداد 42 همیشه در گوش جان داشته، خاطر ایثار کفن-پوشان ورامین و باقر آباد و شهامت شهادت طلبان شهر خون و قیام (قم)، تبریز، مشهد، ... را در دوران انقلاب شکوهمند اسلامى و ... همه را به یاد داشته است. شما خوف از اینکه یک آسیبى این جمهورى اسلامى به آن برسد، از این خوف نداشته باشید. شما هر چه خوف دارید از خودتان بترسید هشدار نسبت به خطر تفرقه که از روزگار استعمار انگلیس در این مملکت دستور العمل طاغوت بوده است. تفرقه بین اقشار مختلف و اقوام گوناگون، تفرقه بین مردم و مسئولین و تفرقه بین روحانیون و مردم از موضوعات کلیدى است که امام روشنگرمان روى آن بطور ویژه دست مىگذارد و ما را به دورى از آن تذکر مىدهد. جلوهاى از همان تفرقه را در دوران پس از پیروزى انقلاب اسلامى باید سراغ گرفت که دهها و صدها گروه و فرقه با اعلان وجود قارچ گونه و شبدروار فضاى دانشگاهها و مراکز آموزش را آشفته و پریشان کرده بودند و تا آنجا پیش رفتند که منجر به تعطیلى دانشگاهها و زمینهساز انقلاب فرهنگى شد. امام دقیقاً به مسئولین تذکر مىداد که مبادا از مردم جدا شوند و مردمى بودن را فراموش کنند و تاکید داشت که مبادا دوباره دو قشر روحانى و دانشگاهى را در مقابل هم قرار دهند. به نمونههاى زیر بنگرید: «شما خوف از اینکه یک آسیبى این جمهورى اسلامى به آن برسد. از این خوف نداشته باشید. شما هر چه خوف دارید از خودتان بترسید، از اینکه مبادا خداى نخواسته مسیر، یک مسیر دیگر بشود. و راه یک راه دیگرى باشد و توجه به این خیرى که الان هست. از دست برود و مردمى بودن از دستتان برود، از این بترسید که اگر خداى نخواسته یک وقت این قضیه پیش آمد و شما از آن مردمى بودن بیرون رفتید و یک وضع دیگر پیدا کردید.» در ایران اسلامى، مردم تصمیم گیران نهایى تمامى مسائلند احترام به نظر مردم از جمله اصولى است که باید اندکى شکافته شود. آنچه از پیامها و آثار شفاهى و مکتوب امام برمىآید این که امام در موردى با وجود آنکه مىدانست ممکن است مردم در انتخابشان دچار اشتباه شوند اما مستقیم دخالت نمىفرمودند، سعى داشت از این طریق در جهت رشد و بالندگى و کسب تجربه و شناخت علمى سیاسى و تعالى بینش آنها را حرکت دهد. امروز مشهور است که امام در انتخابات به بنىصدر براى رئیس جمهورى رأى نداده است، قطعاً امام با دلایل و قراینى به آن کار اقدام کرده است. مىدانیم که اگر امام کوچکترین اشارهاى مىکرد حتى غیر مستقیم اطرافیان از نظر امام آگاه مىشدند و مىتوانست حداقل 90% آراء را تغییر دهد ولى دیدیم که امام حتى پس از انتخابات به آرا و نظر مردم احترم گذاشت. اگر چه تجربه اندکى تلخ و گرانبار بود. تجربهاى که مردم و نمایندگانشان برسند به آنجا که بنىصدر، فاقد لیاقت و کفایت ریاست جمهورى است، بىتردید اگر امام از همان آغاز و روزهاى نخست، واقعیت بىکفایتى بنىصدر را اعلام مىکرد چه بسا که هنوز هم عوارض منفى آن در اذهان زدوده نشده بود. آزادى حق مردم است «این مردمى هستند که حق مىگویند. حق خودشان را طلب مىکنند، آزادى حق مردم است، استقلال یک مملکت حق اهل یک مملکت است که طلب استقلال مکتب در مملکت». «در ایران اسلامى، مردم تصمیم گیران نهایى تمامى مسایلند.» «ببینید مردم چه مىخواهند، آن را بدهید به مردم، بچه و بزرگ مىگوید: «آزادى و استقلال» شما آزادى و استقلال را بدهید.» «سیاست ما همیشه بر مبناى حفظ آزادى، استقلال و حفظ منافع مردم است که این اصل را هرگز فداى چیزى نمىکنیم.» خمینى را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد، با سرنیزه نمىشود اصلاحات کرد عدم معامله بر سر خواستهاى بر حق اسلامى که از جهتى خواست و آرزوى دیرینه مردم هم بوده است. امام نه تنها معامله و سازشکارى نکرد بلکه تا پاى خون و قبولِ دار بر سر اصول ایستاده بود. این عبارتها جلوه-هایى از آن روحیه خشم و غضب روح الهى است که عین لطف و مهر بود علىرغم این که ممکن است برخى ضعیف طبعان کجاندیش و عافیتطلب را خوش نیاید. همانها که مبلغ اسلام سکوت و سازگارى همه جانبه بوده-اند، و زیرکانه و در خفا با اسلام ناب و اسلامى که بفرمود امام (س) نمازش بالاترین فریادهاست. «سیاست ما همیشه بر مبناى آزادى و استقلال و حفظ منافع مردم است، که این اصل را هرگز فداى چیزى نمىکنیم.» «خمینى را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد، با سرنیزه نمىشود اصلاحات کرد.» «من اکنون قلب خود را براى سرنیزههاى مأمورین شما حاضر کردم ولى براى قبول زورگویىها و خضوع در مقابل جبارهاى شما حاضر نخواهم کرد.» اگر دموکراسى را به معناى مردم محورى واقعى و شرکت مردم در تعیین سرنوشت خود بدانیم، در کشور ما حتى نوجوانان هم با حضور خویش دموکراسى را عینیت مىبخشند. شرکت آنان در انتخابات یکى از روشنترین نمودهاى دموکراسى است. در روزهایى که هنوز نمود و صورت و تجرب روشنى از چگونگى حضور مردم نداشتیم، حتى مجریان و مسئولان حکومت اسلامى هم در ابتداى راه تدوین قانون و موازین براى ادار امور بودند و در پىجوییهاى متفاوت و مجدّانه راههاى مختلف نگهداشت و دعوتِ عنداللزوم مردم را، جویا مىشدند و حتى برخى از دولتمردان ذهنیت روشنى از دموکراسى و مردم سالارى نداشتند. حکومتها تابع مردم و براى مردم. امام با زبانى بسیار ساده ولى عمیق و استادانه چگونگى دخالت مردم و وظیف حکومت را در قبال مردم بیان داشت: «در حکومت هم یک حکومت اسلامى، یک حکومت عدل که حکومتها تابع مردم باشند و حکومتها براى مردم باشند نه مردم براى حکومتها، حکومت اسلامى حکومتى است که براى مردم خدمتگزار است و باید خدمتگزار باشد.» با اندک دقت و موشکافى از همان چند جمله امام مطالب و اصولى استخراج مىشود که مىتواند سر لوحه و دستور العمل خوبى براى دولتمردان و مجریان لشکرى و کشورى باشد نه براى یک بره خاص که براى همیشه حکومت اسلامى و به عنوانِ اصولى از مقررات و مبانى جمهورى اسلامى در حوز اجرا و عمل به موارد زیر بنگرید: الف: غیر از سایر حکومتهاى موجود در جهان به حقانیت و واقعیت حکومت اسلامى نیز باید اعتراف کرد. ب: حکومت اسلامى بر مبناى عدل تشکیل مىشود. ج: حکومتها از جمله حکومت اسلامى باید تابع مردم باشند. د: حکومتها باید براى مردم باشند نه مردم براى حکومتها. ه: حکومت اسلامى حکومتى است خدمتگزار و وظیف حکومت خدمت به مردم است. و: پیوند و رشت اتصال این اصول بر مبناى خدا محورى است زیرا در حکومت الهى است که عدل معنى مىشود. رضایت مردم عملى است، قبول و خدمت به مردم اصل و محور است و اصلِ حکومت حقانیت مىیابد. و مگر نه این که امروز هر دولت و حکومت کابینه و وزیر و مدیر و مسئولى باید به خدمتگزارى به این مردم افتخار کند. مگر نه اینکه یکى از علتهاى اصلى مخالفت امام با نظام طاغوت بىتوجهى و بىاعتنایى نسبت به مردم است و مقدسات و عقاید آنها بود و مگر نه این که یکى از نکات اصلى و ایرادهاى غیر قابل انکار در نظام طاغوت خروج و انحراف از محور عدالت و انصاف و تعدى به حقوق مردم بود. به رهنمودى روشنگر از آن معیار عدل و میزان انصاف امام راحل (س) بنگرید که چگونه از همان آغاز تشکیل نطف حکومت به آراء عمومى جمهورى اسلامى اهمیت مىدهد: «ما خواهان استقرار یک جمهورى اسلامى هستیم و آن حکومتى است مکتى به آراء عمومى، مشکل نهایى حکومت با توجه به شرایط و مقتضیات کنونى جامعه ما توسط خود مردم تعیین خواهد شد.» «در جهت استقرار حکومت مردمى در ایران و حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش که از ضرورتهاى نظام جمهورى اسلامى است لازم مىدانم بىدرنگ به تهیه آئین نامه اجرایى شوراها براى ادار امور محل شهر و روستا در سراسر ایران اقدام و پس از تصویب به دولت ابلاغ نمایید تا دولت بلافاصله به مرحله اجرا در آورد». از آنجا که در نظام اسلامى فاصله و شکاف طبقاتى به معناى وجود قشر مستضعف و مستکبر یا به تعبیر امام مرفه و بىدرد یا مستضعف و فقیر معنا ندارد و با روح کلى و فسلفه تشکیل حکومت اسلامى مغایرت دارد، امام از همان روزهاى نخست که هنوز وسوس قدرت و مقام دامن برخى از جاهطلبیها و قدرتطلبىهایى چون رئیس جمهورى مخلوع ننشسته بود، به خوبى مىدانست که قدرت خطرناک است، و حتى دیکتاتورى مىآورد، به همین جهت امام در ملاقاتهاى عمومى اصول رفتارى و موازین مسلوک و مشى دولتمردان اعم از لشکرى و کشورى را با مردم ترسیم مىکرد و راه حلش را رابطه دوستانه و صمیمى و پیوند و برادرى بین مردم و مسئولین مىدانست. به گونهاى که مردم مجریان را از خودشان بدانند، تأکید داشت در بین مردم بنشینند، با مردم صحبت کنند، تا آن وحشت طرفینىِ گذشته از بین برود و خداى ناکرده از همان آغاز دولتمردان به دام و اسارت مقام و پست و جاه-طلبى گرفتار نشوند و باورشان شود که فلان مسئولیت و مقام و تشکیلات جزء ارث پدر آنها نیست. در ویژگیهاى رفتار سرداران و مسئولین از عالیترین مقام تا پائینترین درجه مىگوید: «یک چنین چیزى ما مىخواهیم که کسى در رأس است او هم با مردم رفیق باشد و بنشیند و خودش را نگیرد و در بین مردم بنشیند با آنها صحبت بکند، هر کس حاجتى دارد به او بگوید، وقت داشته باشد با او صحبت بکند. آن هم که رئیس ارتش است و آن هم که رئیس ژاندارمرى است، آن هم در بین مردم همانطور باشد، وارد بشود بین مردم، نه او از مردم وحشت کند، نه مردم از او وحشت بکنند، این باید دستور باشد براى همه حکومتها و ملتها.» امام با بیان اصول رفتارى حکومت در صدر اسلام و زندگى و مشى سرداران و استانداران و ... در آن روز با مردم به دولتمردان نظام اسلامى درس عبرت-انگیز دهد: «در هر صورت عمده این است که هم ما بدانیم که مسؤل هستیم پیش خداى تبارک و تعالى و همه بدانیم که عقل هم اقتضا مىکند همانطورى که اسلام دستور داده با مردم رفتار بشود حکومتها همانطور رفتار بکنند وقتى که در صدر اسلام مأمورین را مىفرستادند همان که سردار بود همان که استاندار بود امام جماعت هم بود یعنى اینقدر مورد اعتماد مردم بود و مردم او را به عدالت مىشناختند که به او اقتدا مىکردند و با او نماز مىخواندند و همان هم جنگ مىرفت و مردم به او احترام مىکردند.» امام در عین اینکه بر حضور و شرکت فعال و مستمر مردم در صحنه-هاى گوناگون انقلاب تاکید داشت اما هر وقت احساس مىکرد باید به تعبیر امروز به مردم خط بدهد یا متوجه بود که ممکن است به علت کم تجربگى یا احتمال شیطنت دشمنان قسم خورده و کار کشته یا دسیسه-هاى استعمار و استکبار انحرافى حاصل آید مستقیما و قاطعانه اظهار نظر مىکرد و رهنمود مىداد. تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
[ پنجشنبه 18 اسفند ماه سال 1390 ] [ 20:10 ] [ عـبـــد عـا صـی ]
[ نظرات (0) ]
دیگه تموم شد؛ وضعیت سفیده! ...برای مرجع روی عنوان کلیک کنید
تهیه وَ تدوین : عـبـــد عـا صـی
[ چهارشنبه 17 اسفند ماه سال 1390 ] [ 13:00 ] [ عـبـــد عـا صـی ]
[ نظرات (0) ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||